برنامه برای فرهنگ

اگر هر یک از فرهنگ وران که با کتاب و اندیشه و خردورزی بزرگ شده اند برای انجام کارهای فرهنگی به اندازه توان خود، کوشش کنند برآیند آن خواهد توانست بسیاری از کاستی های را از هازمان ( جامعه ) فرهنگی دور کند.

- قسمتی از زمان روزهای سال گذشته ام  به کارهای فرهنگی گذشت . ( اگر دستاوردی داشت یا نداشت.)

و برای سال نو برنامه های را در اندیشه دارم که اگر  سروران فرهنگ دوست همراهی مهربانانه اشان را همچون سال های پیش داشته باشند توان به سامان رساندن پاره ای از این اندیشه ها را خواهیم یافت

-

 

مرشد ترابی

حدود سال 53 یك روز آقای عطاالله بهمنش از مفسران معتبر ورزشی تعداد زیادی از نقالان فعال را در پشت بام تئاترشهر جمع كرد و گفت برای انتخاب نقال افتتاحیه جشن طوس، هر نقالی یك خط شعر می خواند و یك حركت می كند.

نفر اول بلند شد و فریاد زد به نام خداوند جان... بهمنش گفت: بنشین... بنشین.. بعدی از جا برخاست و آرام شروع كرد: ستایش می كنم ایزد پاك را... بهمنش گفت: بنشین... بنشین... این روند تا آخرین نفر ادامه داشت.

 

نوبت به من رسید، از روی صندلی بلند شدم و گفتم: اشكبوس تنگ اسبو محكم كشید، پرید تو خونه زین و یك چرخ زدم. بهمنش گفت: پیدایش كردم. همه بروید. من شاهنامه خوان نمی خواهم، من نقال پرتحرك می خواهم. بعد از آن در جشنواره های شیراز و اصفهان و بسیاری دیگر مقام های اول نقالی را كسب كردم و تا امروز ادامه دادم.

 

زنده یاد مرشد ترابی 

فردوسی

درختی كه تلخ است وی را سرشت 

 گرش بر نشانی به باغ بهشت 

ور از جوی خلدش به هنگام آب

  به بیخ انگبین ریزی و شیرناب 

 

سرانجام گوهر به كار آورد  

همان میوة تلخ بار آورد

ز بد گوهران بد نباشد عجب  

نشاید ستردن سیاهی ز شب

به ناپاك زاده مدارید امید  

كه زنگی به شستن نگردد سپید

چو پروردگارش چنین آفرید  

نیابی تو بر بند یزدان كلید

 

فردوسی

فردوسی

درختی كه تلخ است وی را سرشت 

 گرش بر نشانی به باغ بهشت 

ور از جوی خلدش به هنگام آب

  به بیخ انگبین ریزی و شیرناب 

سرانجام گوهر به كار آورد  

همان میوة تلخ بار آورد

ز بد گوهران بد نباشد عجب  

نشاید ستردن سیاهی ز شب

به ناپاك زاده مدارید امید  

كه زنگی به شستن نگردد سپید

چو پروردگارش چنین آفرید  

نیابی تو بر بند یزدان كلید

 

فردوسی

شاهنامه

بخشی از پیام ویژه استاد خالقی مطلق بمناسبت همایش بزرگ باشگاه شاهنامه پژوهان ایران ( بیست و پنج اردیبهشت نود و یک )

اگر بپرسند از شاهنامه چه می توان آموخت پاسخ م...ن اینست که بی اغراق از هر صفحه از شاهنامه می توان نکته ای آموخت . از شاهنامه تاریخ و فرهنگ باستانی را آموخته اند . از شاهنامه آداب و رسوم و آیینهای نیاکان ما را آموخته اند .از شاهنامه ادبیات باستان ما را آموخته اند .از شاهنامه شاعری آموخته اند . از شاهنامه اخلاق نیکو اموخته اند . از شاهنامه کشورداری آموخته اند . از شاهنامه هویت تاریخی فرهنگی و ملی ایرانیان را آموخته اند و از شاهنامه زبان فارسی را آموخته اند . امروز اهمیت زبان فارسی در کنار اهمیت هویت تاریخی فرهنگی و ملی مهمترین آموزه ی این کتاب است و این دو آموزه از یکدیگر جدا نیستند . در تاریخ اسلامی ما پیبش از فردوسی چندین رویداد برای برقراری و گسترش زبان فارسی انجام گرفت بویژه آنچه در زمان فرمانروایی صفاریان و سامانیان رخ داد . ولی تثبیت زبان فارسی بدست فردوسی همیشگی شد . از آنزمان تا زمان صفویه که ایران بمانند بغچه چهل تکه ای به فرمانرواییهای متعدد تقسیم شده بود میهن اصلی ایرانیان زبان فارسی بود تا باز ایران از زمان صفویه به وحدت باستانی خود را توفیق یافت ولی البته نه بدان وسعت و پس از آن نیز زبان فارسی همچنان زبان رسمی ایران باقی ماند . به طور خلاصه شاهنامه کتابیست در محتوا یک حماسه اسطوره ای – پهلوانی – عشقی ـ اندرزی و تاریخی و در جزییات مطالب پر است از آگاهیهای گوناگون از زندگی مادی و معنوی ـ تشکیلات اداری و لشکری و درباری و آیینهای خانوادگی و اجتماعی ایرانیان باستان . در ساختار در مجموع یک حماسه تراژیک دراماتیک است . در شیوه بیان دارای زبانی کهن و فاخر و لحنی غالبا اخطار کننده است . در کارکرد مهم ترین حلقه ی پیوند دو بخش تاریخ و فرهنگ ایران پیش از اسلام و پس از اسلام به یکدیگر و استوارترین ستون زبان و ادب فارسی و بزرگترین شاخص هویت و ملیت ایرانیست . شاعرانی هستند که از یک زمانند و شاعرانی هستند که از یک ملتند و شاعرانی که متعلق به همه ملتها . شاعرانی مثل فردوسی – نظامی ـ مولوی ـ سعدی ـ حافظ و خیام متعلق به همه زمانها و همه ملتها هستند . ولی در مورد شاهنامه باز حقیقتی هست که بیش از اینهاست . هر کشتی نیاز به ساحل و لنگر دارد و گرنه در اقیانوس مدتی سرگردان می راند تا سرانجام بدست طوفانی نابود گردد . ملتها نیز در اقیانوس حوادث مانند کشتیند دیر زمانیست که تنها ساحل هویت ملت ایران زبان و ادب فارسی و لنگر او شاهنامه است .

ششم فروردین

زادروز اشو زرتشت پیامبر خردورز ، به پویندگان راه راستی خجسته باد .

نوروز

نوروز جشن اساتیری پارسی زبانان و نمایان گر فراز و فرود سرزمین ایران. و راز همبستگی ایرانیان است.

نوروز خجسته باد.