یلدا


یلدا در دل خویش زایش خورشید را  دارد و می تواند این استوره ( ط) همچنان کارگشا باشد.

اگرچه یلدا مانند بسیاری دیگر از جشن ها، کارکرد اصلی خود را از دست داده و امروزه به شکلی دیگرگون از آنچه در ایران باستان وجود داشته در آداب و سنن ایرانیان جای گرفته، جای اندوه نیست که درست مانند یک شئی قدیمی مانند گلاب پاش مرصع که روزگاری به عنوان یک ابزار استفاده می شده و امروز با کارکرد یک شئی گرانبهای زیبایی آور، در بهترین وضعیت نگهداری می شود، می تواند این جشن را نیز چنین انگاشت

 امروزه این شب پرشوکت می تواند عده ایی خویشاوند و هموند  را زیر یک سقف مشترک گرد آورد و گذری باشد برای رویکرد به شاهنامه و حافظ و یا یادآوری بسیاری از خاطره های شاد و ناشاد .و یا دردهای مشترک .

یلدا می تواند بیداری باشد برای فردایی که خورشیدش شاداب تر است. و آدمیانش در آن فردا زیر سپهر مهرآیین به سپیده رهایی بیاندیشد.

از بزرگان فرهنگ بیاموزیم ، فرهنگ را عزیز بداریم و کودکان را با فرهنگ بالنده کنیم.

فروزنده اربابی

 فروزنده اربابی

 تنها عضو ایرانی بنیاد بین المللی مولوی

کد خبر: 28178

 روزنامه شرق

تاریخ خبر: ۱۳۹۲ چهارشنبه ۲۷ آذر

  

ادامه نوشته

بزرگداشت ها

به پاس کوشش آقای عنایتی برای برپایی بزرگداشتی کوچک برای هنرمندی بزرگ.

بزرگداشت ها و نکوداشت های فرهنگی و هنری برای مردمی که با فرهنگ سرو کار دارند به گونه ای بازسازی شناسه ها و هویت هاست . شناسه های که برای امروز و  آینده  فرزندان این آب و خاک بسیار ارجمند و فرخنده  هست و خواهد بود. در شهرهای بزرگ مانند پایتخت شمار این گونه جلسات بسیار است . ( مانند شب هایی که " بخارا " برای هنروران و به یاد بزرگان برگزار می کند و ... ) اما برگزاری جلسات فرهنگی در شهرهای کوچک با دشواری های  بزرگ همراه است . دشواری های که کنشگران فرهنگی به خوبی آن را  می دانند . و برای همین دشواری ها و سختی ها باید به همه کسانی که به این کار دست می زنند و آنانی که با باشندگی خود امیدواری را برای کارهای آینده افزون می کنند ، آفرین گفت.

پری زنگنه

93032854068343841624.jpg

گرامیداشت فرهنگ

تا جهان بود از سر آدم فراز

کس نبود از راه دانش بی نیاز

مردمان بخرد اندر هر زمان

راز دانش را به هرگونه زبان

گرد کردند و گرامی داشتند

تا به سنگ اندر همی بنگاشتند

دانش اندر دل چراغ روشن است

وز همه بد بر تن تو جوشن است

(رودکی)

ایران ، از زمانی که آدمی راز دانش را بر سنگ می نگاشته همواره نیازمند فرزندان شایسته ای بوده که توانایی  گسترش فرهنگ را در گستره ایران و جهان داشته باشند.

و نشانه های برجا مانده از فرهنگ و هنر در جای جای ایران ، نماد دوستداری و کوشش بسیاری از هنردوستان این سرزمین است. هنرورانی که با بنیان نهادن نهادهای مردمی ، با رویکرد به فرهنگ عامه ، با برگزاری همایش ها و بزرگداشت های حتا کوچک ، چاپ کتاب ، ساخت فیلم های مستند از زندگی ها و ... زیربنای استواری را برای گسترش فرهنگ و هنر ساخته اند.

و اگر دشواری های خود ساخته نبود و اگر وسایل کار به درستی فراهم بود، ایرانیان هوشیار بیش از این می توانستند به آفرینش و برنشاندن تاج هنر بر سر تاریخ بپردازند. و از این راه زندگی گروهی خود را به سامان تر کنند و برای آبادانی  بیشتر جهان  بکوشند.

اگر مردمان امروز دوباره به دامنه اندیشه و خرد روی آورند ، توانایی آن را خواهند یافت به  آنچه که با  نام تمدن دیرین به  پشتیبان گرفته اند نزدیک تر شوند.

در هر دیاری می توان  کسانی را یافت که زندگی نامه آن ها پر از بار تجربه است و سرشار از دانستنی های است که شایستگی بازخوانی و نگارش را دارد.

جای آن دارد کنشگران هنری در سراسر این سرزمین به این کار بزرگ دست یازند.و اگر  برنامه ریزان فرهنگی درون شهرها و آبادی های کوچک و بزرگ برای گردآوری دانسته ها و داانش های شفاهی بازمانده  توده های مردم ،  نیز به بایستگی بکوشند در آینده  بسیاری از گوشه های از دست رفته فرهنگ عامه  دوباره به رودخانه جاری فرهنگ بازخواهد گشت.

خوشبختانه در آران و بیدگل کسانی با اراده در این راه گام زده اند و می زنند. و خوشبختی از آن است که برآیند کار آن ها ، برای امروز و آینده بسیار سودمند خواهد بود.

کسانی به ساخت مستند از زندگی پدران و مادران شهیدان پرداخته اند، کسانی به سراغ مبارزان نواندیش رفته اند ، کسانی با فرهنگیان به گفتگو نشسته اند ، کسانی برای پیدا کردن ریشه ها و باورها و ....به دیدار کهن سالان شهر رفته اند، کسانی برای نگهداری خاطره ها به عکس پرداخته اند و ...

نلسون ماندلا

نلسون ماندلا

وبلاگ جملات حکیمانه

گرمابه - موزه

بافت تاریخی بیشتر شهرهای ایران در بند بی مهری گرفتار است و در بیشتر موارد بازسازی آن از توان مردم زیست بوم آن بیرون است. مگر آنکه کسانی که دوستدار پابرجا ماندن شناسه های فرهنگی و تاریخی کشور خویش هستند به مهر دست در دست یکدیگر نهند.

یکی از شناسه ها ، گرمابه های قدیمی در بافت های فرسوده است که با گذشت زمان و ناکارایی آن در دوران کنونی و دوری از نگاهداری آن ، روز به روز ویران تر می شود و با خود بخشی از زندگی نامه و شناسه فرهنگی ، اجتماعی و تاریخی  آن شهر را به دست فراموشی می سپارد.

خوشبختانه گرمابه های همگانی ایرانی که در پاره ای از شهر ها هنوز می توان به ویرانه آن دل خوش داشت، بسیار هوشمندانه ساخته شده اند و به همین دلیل توانسته اند در گذر زمان از بسیاری از آسیب ها جان بدر برند و اگر مردمان امروزی ، این بناها را پاسداری کنند خواهند توانست از آسیب امروزه نیز ، تندرست بمانند.

گرمابه بازار توی ده بیدگل نیز جزو گرمابه های قدیمی است که به روش ساخت و سازهای حمام های دوران صفوی و قاجار ساخته شده و  هنوز می توان به بازسازی آن امیدوار بود.

می توان این گرمابه که هنوز اساس آن پابرجاست را بازسازی ، و پس از آن به یک موزه مردم شناسی ویژه کرد.

و من بر این باورم که  این کار با همکاری و هم اندیشی گروهی دوستدار فرهنگ و هنر،  شدنی است.