تا جهان بود از سر آدم فراز
کس نبود از راه دانش بی نیاز
مردمان بخرد اندر هر زمان
راز دانش را به هرگونه زبان
گرد کردند و گرامی داشتند
تا به سنگ اندر همی بنگاشتند
دانش اندر دل چراغ روشن است
وز همه بد بر تن تو جوشن است
(رودکی)
ایران ، از
زمانی که آدمی راز دانش را بر سنگ می نگاشته همواره نیازمند فرزندان شایسته ای
بوده که توانایی گسترش فرهنگ را در گستره
ایران و جهان داشته باشند.
و نشانه
های برجا مانده از فرهنگ و هنر در جای جای ایران ، نماد دوستداری و کوشش بسیاری از
هنردوستان این سرزمین است. هنرورانی که با بنیان نهادن نهادهای مردمی ، با رویکرد
به فرهنگ عامه ، با برگزاری همایش ها و بزرگداشت های حتا کوچک ، چاپ کتاب ، ساخت
فیلم های مستند از زندگی ها و ... زیربنای استواری را برای گسترش فرهنگ و هنر
ساخته اند.
و اگر
دشواری های خود ساخته نبود و اگر وسایل کار به درستی فراهم بود، ایرانیان هوشیار
بیش از این می توانستند به آفرینش و برنشاندن تاج هنر بر سر تاریخ بپردازند. و از این
راه زندگی گروهی خود را به سامان تر کنند و برای آبادانی بیشتر جهان
بکوشند.
اگر
مردمان امروز دوباره به دامنه اندیشه و خرد روی آورند ، توانایی آن را خواهند یافت
به آنچه که با نام تمدن دیرین به پشتیبان گرفته اند نزدیک تر شوند.
در هر
دیاری می توان کسانی را یافت که زندگی نامه
آن ها پر از بار تجربه است و سرشار از دانستنی های است که شایستگی بازخوانی و
نگارش را دارد.
جای آن
دارد کنشگران هنری در سراسر این سرزمین به این کار بزرگ دست یازند.و اگر برنامه ریزان فرهنگی درون شهرها و آبادی های
کوچک و بزرگ برای گردآوری دانسته ها و داانش های شفاهی بازمانده توده های مردم ، نیز به بایستگی بکوشند در آینده بسیاری از گوشه های از دست رفته فرهنگ عامه دوباره به رودخانه جاری فرهنگ بازخواهد گشت.
خوشبختانه
در آران و بیدگل کسانی با اراده در این راه گام زده اند و می زنند. و خوشبختی از
آن است که برآیند کار آن ها ، برای امروز و آینده بسیار سودمند خواهد بود.
کسانی به
ساخت مستند از زندگی پدران و مادران شهیدان پرداخته اند، کسانی به سراغ مبارزان
نواندیش رفته اند ، کسانی با فرهنگیان به گفتگو نشسته اند ، کسانی برای پیدا کردن
ریشه ها و باورها و ....به دیدار کهن سالان شهر رفته اند، کسانی برای نگهداری
خاطره ها به عکس پرداخته اند و ...