ایرج جنتی عطایی

نوزدهم دی ماه زادروز شاعر و ترانه سرای بزرگ امروز ایران، ایرج جنتی عطایی است .‌زادروزش را با ترانه ای از او‌شادباش می گویم . م .ف .

شب آشیان شبزده

چکاوک شکسته پر

رسیده ام به ناکجا

مرا به خانه ام ببر

کسی به یاد عشق نیست

کسی به فکر ما شدن

از آن تبار خود شکن

تو مانده ای و بغض من

از این چراغ مردگی

از این بر آب سوختن

از این پرنده کشتن و

از این قفس فروختن

چگونه گریه سر کنم

که یار غمگسار نیست

مرا به خانه ام ببر

که شهر ، شهر یار نیست

پوراندخت سلطانی

مرگ هر انسانی تلخ است . پوری سلطانی نیز به اعتبار شرف و شخصیت و هویت خویش محترم‌بود و مرگش تلخ . و با او بار دیگر بخشی دیگر از خاطرات مرتضی کیوان در خاک آرام می گیرد . 

درگذشت پوری سلطانی را آرامش باد می گویم .

مسعود فرزانگان

پوراندخت سلطانی

مرگ هر انسانی تلخ است . پوری سلطانی نیز به اعتبار شرف و شخصیت و هویت خویش محترم‌بود و مرگش تلخ . و با او بار دیگر بخشی دیگر از خاطرات مرتضی کیوان در خاک آرام می گیرد . 

درگذشت پوری سلطانی را آرامش باد می گویم .

مسعود فرزانگان

فرانک دوانلو

درگذشت پژوهشگر شاهنامه ، بانو فرانک دوانلو را آرامش باد می گویم . روانش به مینو شاد باد .

روز مولانا

جان جهان! دوش کجا بوده‌ای نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام ای که تو سلطان وفا بوده‌ای

آه که من دوش چه سان بوده‌ام! آه که تو دوش کرا بوده‌ای!

رشک برم کاش قبا بودمی چونک در آغوش قبا بوده‌ای

زهره ندارم که بگویم ترا « بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »

یار سبک روح! به وقت گریز تیزتر از باد صبا بوده‌ای

بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد باش که تو بنده بلا بوده‌ای

رنگ رخ خوب تو آخر گواست در حرم لطف خدا بوده‌ای

رنگ تو داری، که زرنگ جهان پاکی، و همرنگ بقا بوده‌ای

آینهٔ رنگ تو عکس کسیست تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای

زادروز شجریان

زادروز خسرو آواز ایران شاد باد.

مشکاتیان

29 شهریورسالروز درگذشت نابغه موسیقی زنده یاد پرویز مشکاتیان

مشکاتیان

29 شهریورسالروز درگذشت نابغه موسیقی زنده یاد پرویز مشکاتیان

28 امرداد

بیست و هشتم امرداد سالروز کودتا و یاد آور تلاش برای آزادی است . هم سالروز درگذشت سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی خود نیز از چکامه سرایانی که به کودتا پرداخته اند مانند شاملو ( شعر سال بد ) و اخوان ( شعر زمستان ) سحن گفنه است .

امروز برابر با  روز جهانی عکاسی نیز هست و ایکاش  در جهان هیچ عکاسی جنگی را پیش روی خود نبیند که از آن عکس بگیرد  و فقر و گرسنگی بر افتد تا دوربین آنان برای شادی مردم به کار آید.

سقوط

سقوط میوه های تابستان. کودکانی که با دست نوشته های «سقوط بهای میوه» در کنار راه ها و گذرها٬ آفتاب سوخته می شوند را می توان در هر شهری دید . اما دانستن دستمزد این کودکان در برابر کاری که انجام می دهند فروپاشی آدمی را به همراه می آورد . در گرماگرم آفتاب پسین امروز ، از کودکی هفت هشت ساله که کارتونی را در دست گرفته بود و سقوط بهای هندوانه را جار می زد دستمزدش را پرسیدم . شنیدن هزار تومان برای چندین ساعت کار ، نگاهم را از روی آفتاب سوختگی چهره اش وا گرفت و آن سو تر روی اندام فربه میوه فروش انداخت . به جای میوه ، اندوه فروپاشی کودکان کار را به خانه آوردم . تلخ و بد مزه . مسعود فرزانگان ۹۴/۵/۲۴

سقوط

کودکانی که با دست نوشته های «سقوط بهای میوه» در کنار راه ها و گذرها٬ آفتاب سوخته می شوند را می توان در هر شهری دید . اما دانستن دستمزد این کودکان در برابر کاری که انجام می دهند فروپاشی آدمی را به همراه می آورد . در گرماگرم آفتاب پسین امروز ، از کودکی هفت هشت ساله که کارتونی را در دست گرفته بود و سقوط بهای هندوانه را جار می زد دستمزدش را پرسیدم . شنیدن هزار تومان برای چندین ساعت کار ، نگاهم را از روی آفتاب سوختگی چهره اش وا گرفت و آن سو تر روی اندام فربه میوه فروش انداخت . به جای میوه ، اندوه فروپاشی کودکان کار را به خانه آوردم . تلخ و بد مزه . مسعود فرزانگان ۹۴/۵/۲۴

دنیای نو رسانه ها

نام گذاری دنیای مجازی اگر در نخستین روزهای پیدایش اینترنت درست بوده اما دیگر این واژه نمی تواند گویای این دنیا باشد. این دنیا همان ساختار پیشین رفتارهای آدمی است ولی چون با کنش های نوآورانه همراه بوده به اشتباه به ان مجازی گفته شده است. آنچه که اکنون در رسانه های همگانی بر پایه اینترنت، روی می دهد گوشه ای از دنیایی است که آدمی در این روزگار برای خود و با چهارچوب ساختاری مشخصی ساخته ( اگر حتا افسار گسیخته باشد) ، آدم ها در این دنیا با ابزار ویژه به یکدیگر نزدیک می شوند همدیگر را می شناسند ، هم دیگر را بر می گزینند، در هم تنیده می شوند ، از هم دور می شوند ، در مرزهای آشکار پیوستگی می گیرند ، (اگرچه گاهی این مرزها به شدت درهم شکسته می شود) حتا میزان پیش روی در مرزها، دیدنی و پیدا ست. توانایی شاد و اندوهگین شدن ، توانایی فراخواندن به یکدیگر و یا دورشدن و دور کردن دیگران هست . تنها باید گفت که رسانه های نوین شکل دیگری از گفتار و کردار و پندار را ساخته اند و به دنیای واقعی افزوده اند. اما دنیای مجازی ( نادیدنی ) کارکرد پیشین خود را هنوز دارد . به هیچ روی مانند دنیای بر ساخته امروزین نیست. دنیای مجازی ، یدون مرز است . ورود اندیشه تا ناکجای جان و جهان دیگران است حتا بدون هرگونه آشنایی و یا آسیب و گزند. و یکی از ویژگی های آن، همان یک سویه بودن در شادی و اندوه و یادکرد ، آمدن ماندن و رفتن و صد البته دور بودن از هر گونه ابزار این جهانی است. پس شایسته آن که آدمیان امروز در برخورداری از رسانه های نو که پیوستگی های واقعی را پیشرفت داده ، باز هم به راستی و درستی گام نهند و فراموش نکند که راه یکی است و آن راه راستی است. مسعود فرزانگان بیدگلی 11/5/94

شاملو

زادروز ها شوند خوانش دوباره آدم ها هم می تواند باشد . دوم امرداد نیز می توان به خوانش شاملو بی آنکه بتی باشد نشست . ولی نمی توان نگفت که بزرگ بود . شاملو چکامه سرای پیشرو و پیش برنده ایران است اگر چه گاهی با آزادی گفتاری که برای خود اوست با چیزی دشمنی کرده باشد که من نپسندیده باشم . 

شاملو شیرآهنکوه مرد چکامه ایران امروز است ،

 شاملو چهره آبی عشق را پدیدار کرده و درد مشترک مردم را از ژرفای جان آگاه خود فریاد زده است . چراغش کجا سوخته و آبش کجا ایاز شده که نمی توان ایرانبان خواندش.

 شاملو دستش را بارها و بارها در دست انسان امروزین نهاده و ترانه آزادی خوانده است . با دهانی برآماسیده خوانده است برای تمام مردم سرزمینش ، برای دختران دشت ، برای پوری و مرتضی و برای تمام انانکه باید چیزی می گفتند و نگفتند . حتا از مردی که لب نداشت گفته و از تشنگی و گرسنگی. پری

»

«براي تو و خويش چشماني آرزو مي كنم،

كه چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببيند.

گوشي كه،

صداها و نشانه ها را در بي هوشي مان بشنود.

براي تو و خويش روحي كه اين همه را در خود بگيرد و بپذيرد .». 

م. فرزانگان 

 

امرداد

 امرداد،  امرتاتAMERTAAT است که به معنی بی مرگی است واگر الف آن راکه پیشوندنفی است ازقلم بیندازیم معنی آن  دگرگون شده وفرشته بی مرگی وجاودانگی به دیو نیستی ومرگ تغییر شکل میدهد.زیرا همانطورکه امرداد به معنی بی مرگی است مردادمعنی مرگ میدهد بنابر این این شایسته است که این کلمه را امردادبخوانیم چون امردادفرشته جاودانگی وبی مرگی میباشد.در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها بااوست. 

اکنون که گاهشمارهای رسمی این ماه را به اشتباه می نویسند بیاییم از این پس این واژه را به درستی بنویسیم و بخوانیم 

سیمین بهبهانی

بیست و هشتم تیر ماه زادروز سیمین بهبهانی . 

چکامه سرای آزاداندیش ایراندوست .

یکی از غصه هایم امروز تمام شد

 

امروز در زادگاهم.با یکی از همکلاسی های سی سال پیش دبستان کاشانچی بیدگل برخورد کردم .در این سی سال همیشه، دلم برایش غصه دار بود . یک سال رفوزه شده بود و کلاس چهارم با من همکلاس شده بود . پنجم.را هم رفوزه شد و دیگر به مدرسه نیامد . و رفت دنبال کار در کارخانه های کاشان. هر وقت او را با قیافه در هم رفته اش می دیدم دلم برایش می سوخت . 

سالی که مهندسی ام را گرفته بودم یک شورلت نوآ خریده بودم. در خیابان همین هم کلاسی را دیدم و نام ماشین را از من پرسید و حسرت او را برای داشتن آن ماشین کهنه زوار در رفته در چشم هایش دیدم و باز دلم برایش سوخت . 

امروز او را دوباره دیدم. قیافه اش کمی.جوان تر می نمود . می گفت دنبال کار دلالی و واسطه گری رفته ، پس از گفتگوی کوتاه، با یک حالت تبختر سوار یک ماشین شاسی بلند شد و با یک نگاه عاقل اندر سفیه خداحافظی کرد و درب خودرو را بست و رفت .که ناگهان همه غصه های که برای او می خوردم از دلم پاک شد . و از ته دل برایش خوشحال شدم . 

فقط نمی دانستم برای روح معلم کلاس پنجم ابتدای ام طلب شادی کنم که می گفت : اگر می خواهید پیشرفت کنید درس بخوانید؟ . یا نه.  

مسعود فرزانگان . ۹۴/۴/۲۴

تیرگان

جشن خجسته تیرگان یادآوری جانفشانی آرش کمانگیر برای آزادی ایران گرامی باد

جشن

امروز ششم تیر ماه برابر با با جشن نیلوفر در ایران باستان  است.

نیلوفر گل زیبایی است که در ایران باستان, گرامی شمرده شده گلی که شکوه شهریگری(تمدن) ایران را در نگاره های باستانی گواهی می دهد. گلی که داریوش بزرگ در تخت جمشید به دست دارد .گل نیلوفر در پیوند با خورشید است و نماد رشد و رسایی است . م. ف

جشن

امروز ششم تیر ماه برابر با با جشن نیلوفر در ایران باستان  است.

نیلوفر گل زیبایی است که در ایران باستان, گرامی شمرده شده گلی که شکوه شهریگری(تمدن) ایران را در نگاره های باستانی گواهی می دهد. گلی که داریوش بزرگ در تخت جمشید به دست دارد .گل نیلوفر در پیوند با خورشید است و نماد رشد و رسایی است . م. ف

فردوسی

بدان گه شودتاج خسرو بلند               که دانا بود نزداو ارجمند

به دانش بود شهریار ارجمند             نه از گنج ومردان وتخت بلند...