زادروز ها شوند خوانش دوباره آدم ها هم می تواند باشد . دوم امرداد نیز می توان به خوانش شاملو بی آنکه بتی باشد نشست . ولی نمی توان نگفت که بزرگ بود . شاملو چکامه سرای پیشرو و پیش برنده ایران است اگر چه گاهی با آزادی گفتاری که برای خود اوست با چیزی دشمنی کرده باشد که من نپسندیده باشم .
شاملو شیرآهنکوه مرد چکامه ایران امروز است ،
شاملو چهره آبی عشق را پدیدار کرده و درد مشترک مردم را از ژرفای جان آگاه خود فریاد زده است . چراغش کجا سوخته و آبش کجا ایاز شده که نمی توان ایرانبان خواندش.
شاملو دستش را بارها و بارها در دست انسان امروزین نهاده و ترانه آزادی خوانده است . با دهانی برآماسیده خوانده است برای تمام مردم سرزمینش ، برای دختران دشت ، برای پوری و مرتضی و برای تمام انانکه باید چیزی می گفتند و نگفتند . حتا از مردی که لب نداشت گفته و از تشنگی و گرسنگی. پری
»
«براي تو و خويش چشماني آرزو مي كنم،
كه چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببيند.
گوشي كه،
صداها و نشانه ها را در بي هوشي مان بشنود.
براي تو و خويش روحي كه اين همه را در خود بگيرد و بپذيرد .».
م. فرزانگان