سپندارمز - اسفندی
شب اسفندی ، شب شاعرانه ای که با بوی بیدمشک آمیخته بود. عطر بیدمشک نخستین یادآور اسفندی بود اگر حتا هیچ چیز دیگری نبود . "[i]
جشن اسفندگان يا سپندارمزگان، جشن ويژهي سپاسداري از زنان است. جشنی به هنگام همزماني روز اسفند با ماه اسفند در گاهشمار زرتشتي و در آیین فرهنگ عامه مردم گستره ایران.
از نگاه زرتشتیان سپندارمز يا اسفند، امشاسپندي است كه در جهان مينوي نماد فروتني، مهر و آرامش اهورامزدا و در جهان خاكي، يادآور زنان و مادراني است كه نمادي از مهر و فروتني و بردباري هستند. سپندارمز، پاسدار زمين است، زميني كه همچون زن، زايا و پرورنده است، زني كه بيهيچچشمداشتي همچون زمين، بيدريغ است و مهر ميورزد و در نگاه امروز عامه مردم ایران جشنی است فراموش شده اما همراه با حسی خوشایند از دوران دیرین
در آران و بیدگل اما سپندارمز به آیین شب اسفندی در فرهنگ عامه ماندگار شده است. پیشکش هدیه به زنان از سوی شوهران، پختن خوراکی های ویژه ( از گوشت خروس و نخود همراه با برنج )در شب اسفند، پیشکشی برنج و روغن ، هدیه هایی ویژه در طبق های چوبی برای عروس و خانواده اش نمادهایی از پاسداشت زن در آیین شب اسفندی آران و بیدگل است.
در زمان های قدیم تر و در آیینی کهن تر، در خانه های مردمان بیدگل یکی از چیزهایی که حتما وجود داشته و البته دیگر نشانی از آن نیست بیدمشک بوده که ردپای این بیدمشک به استوره گل بیدمشک می رسد که نمادی از امشاسپندِ سپندارمز می باشد.
اگرچه با گذشت زمان، رویه های گرامیداشت سپندارمز دگرگونی یافته اما هنوز جای پای زیبایی از آن، در باورهای مردمان آران و بیدگل وجود دارد، ارجداشتی که گستره بزرگ آن بادآور " زن " است و دیگری زمین و دیگری بهار .
در گاهشماری های قدیم و جدید، زمان سپندارمز ، شب اسفندی و سپندگان در فرهنگ عامه تفاوت هایی دارد اما همه رویکرد به نماد زیبای اسفند است.
اسفندی، دلپذیری پایان بخشی سرما و جاروی زمین با دست های ننه سرما ، باروری زمین و فرارسیدن نوروز با گام های عمو نوروز را باخود دارد.
1390
مسعود فرزانگان
شریفی

آقای جعفر شریفی بیدگلی دوران بازنشستگی خود را با تفسیر قرآن گره زده است. او اینگونه می اندیشد که قرآن در زمانه کنونی مهجور مانده است. و شاید یکی از شوند های این مهجوری معنی و تفسیر های آن باشد.
او آیات قرآن را با استفاده از روشی نو و با بیان موارد درست منطبق با دانش روز معنی می کند.
"بررسی باد به عنوان عامل حرکت کشتی و کلمه الجوار در قرآن" موضوع گفتگوی دوشنبه ما بود. او در این گفتگو با بهره گیری از دانش فیزیک به خوبی نشان داد که کشتی نمی تواند معنی الجوار باشد. و معنی درست آن جریان های دریایی است و ...
وحدت بیدگلی
صالح وحدت بیدگلی ، افزون بر چکامه های که به دست چاپ سپرد نوشته های دیگری نیز داشت که شوربختانه نه تنها چاپ نشد بلکه در گذر روزگار و با کوچ فرزندانش به خارج از کشور، گم شد و اکنون دسترسی به آن ها شدنی نیست.
آنچه که من برای پیدا کردن آن امیدوار بودم رمان ششصد رویه ای بود که صالح وحدت در آن رمان زندگی « حسن اربابی بیدگلی» را به قهرمان داستانش داده است. که شوربختانه با گم شدن آن ، دستاورد و کوشش های صالح وحدت نابود شده می نماید.
خیام
سده
کلیدر
کلیدر سی و پنج ساله شد .
کِلیدَر اثری از محمود دولتآبادی، نویسندهٔ معاصر است که در سه هزار صفحه و ده جلد به چاپ رسیده و روایت زندگی یک خانوادهٔ کرد ایرانی است که به سبزوار خراسان کوچانده شدهاند. داستان کلیدر که متأثر از فضای ملتهب سیاسی ایران پس از جنگ جهانی دوم است بین سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ روی میدهد. کلیدر نام کوه و روستایی در شمال شرقی ایران است.
کلیدر که «سرنوشت تراژدیک رعیتهای ایرانی و قبایل چادرنشین را در دورهای که سیاست زور حاکم است به تصویر میکشد» بر اساس حوادث واقعی نگاشته شده و به شرح سختیها و رنجهایی روا رفته بر خانوادهٔ کَلمیشی میپردازد
این توشته از باشگاه شاهنامه پژوهان گرفته شده است
دست نوشت

مجتهدالزمان بیدگلی و فرزندان او تا استاد شیخ علی روحانی توانسته اند بخشی از تاریخ مکتوب بیدگل را نگهداری و برای استفاده نسل پس از خود به یادگار بگذارند.
دیدارهای با آقای روحانی ویژه کتاب سند، اجاره نامه ، عقدنامه و ... دست نوشت که نزد او نگهداری شده اند برای من بسیار ارزشمند بود نتیجه این دیدارها ، یاری ایشان ، برای گردآوری ، بهره برداری پژوهشی و نمایش در جایی مانند موزه خواهد بود.
سخنان او نشان دهنده چیرگی او به بخشی از فرهنگ ، تاریخ و جغرافیای آران و بیدگل است از ویگل ، سنبک تا مرنجاب و ... ، از نام پژوهش گران آرانی و بیدگلی در کتاب الذریعه تا مقاله های علمی دکتر حسنعلیان و ... ، ازشناخت او در باره کوی و برزن های قدیمی آران و بیدگل تا ...
آقای روحانی توانایی دسترسی به نسخه های دوم ( ویژه نویسنده ) و گاهی هم نسخه های نخست بسیاری از نوشته های رسمی را که در خانه پدر و پدرانش نوشته می شده را داشته و خوشبختانه آن ها را به خوبی نگهداری کرده است. و اکنون این دست نوشت ها می توانند راوی گوشه ای از فرهنگ و تاریخ مکتوب چند صد ساله گذشته باشند.
آقای روحانی این روزها سرگرم پژوهش و نوشتن کتابی با فرنام " شادی " است.
هرمزد بهمن
زادروز فردوسی
از کتاب: زادروز فردوسی، تهران، ۱۳۸۴، نوشته همین نگارنده
در سراسر ماوراءالنهر یا سرزمینهای آسیای میانه، یعنی در جمهوریهای فعلی تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان؛ و نیز در بخشهایی از افغانستان و در میان همه اقوام، چه تاجیک و چه ازبک یا ترکمن، آیینی کهن و سنتی دیرینه وجود دارد که با نامهای گوناگونی و از جمله با نام «پیغمبر آشی» شناخته میشود.
در این آیین که از دیرباز در این نواحی رواج دارد؛ هنگامی که مرد یا زنی به سن شصت و سه سالگی میرسد، میگویند «فلانی به سال پیغمبرش رسید». به این مناسبت، نزدیکان آن شخص در بزرگداشت او جشن تولدی با مراسمی خاص بر پای میدارند. این مراسم ممکن است در نواحی گوناگون، اندک تفاوتهایی با یکدیگر داشته باشند.
در نواحی شهرسبز، کِشکرود و نَسَف در جنوب بخارا، هنگامی که شخصی به شصت و سومین سالروز تولد خود میرسد، نزدیکانش برای او جامهای نو و آراسته، به ویژه همراه با پیراهن سپیدِ بلند و تنبان سپید فراهم میسازند و با تشریفاتی بر او میپوشانند. پس از آن دستاری سپید بر سر و شانهاش میبندند و اگر زن باشد، چارقد سپیدی بر سرش میکنند. آنگاه از پنبه برای مردان ریش و سبیل انبوه و بزرگی درست کرده و بر چهره او مینشانند. حتی اگر او دارای ریش و سبیل هم باشد، باز هم میبایست به این شکل آذین شود.
بانیان مراسم همچنین گوسفند یا گوسالهای را ذبح میکنند و به اندازه مهمانان احتمالی، خوراکی آماده میسازند که معمولاً آش (منظور پلو) یا شوربا (آبگوشت) است. نامِ «پیغمبر آشی» نیز از همین جا گرفته شده است. فراهم کردن و پختن انواع شیرینیها و تنقلات نیز از لازمههای این جشن بشمار میرود.
![225964_111669762251063_7901041_n[1].jpg](http://www.uploadax.com/images/64728089697668668940.jpg)
