آگاهی فردوسی از روانشناسی رنگ ها

شهداد رحیمی

در روان‌شناسی امروز، رنگ‌ها ارزشی نمادین دارند و همانند کلیدی گمان بُرده می‌شوند که لایه‌های پنهانی شخصیت انسان‌ها را آشکار می‌سازند. هر رنگ تاثیر ویژه‌ای دارد: برخی شادی‌بخش‌اند، برخی سرزندگی و جنبش را پدید می‌آورند و رنگ‌هایی نیز اثری اندوه‌زا دارند. در استوره‌شناسی نیز همین‌گونه است و رنگ‌ها، رمزی برای درک مفاهیم دانسته می‌شوند. پس شگفت نیست اگر شاهنامه، که شالوده‌اش برپایه‌‌ي استوره و حماسه است، سرشار از اشاره‌های نمادین به رنگ‌ها باشد. یافتن آن معناهای نمادین، نه تنها ارزش‌های هنری شاهنامه را آشکار می‌سازد، بلکه راهی برای پی بردن به راز و رمز داستان‌ها و رویدادهای استوره‌ای و حماسی نیز هست. در شاهنامه بیش از 4 هزاربار از عنصر رنگ بهره برده شده است.

رنگ سپید‌در رمزشناسی رنگ‌ها، سپید، رنگ مینوی و جاودانگی است. هرگاه سپید با رنگ زرین پیوسته شود، سپندینگی افزون‌تری خواهد یافت. برپایه‌ی پژوهش دکتر کاووس حسن‌لی، در شاهنامه 304 بار واژه‌ی سپید به کار رفته است که 28 بار آن برای برآمدن خورشید و ماه است و 25 بار دیگر درباره‌ی روشن شدن زمین. 114 بار نیز برای نشان دادن زیبایی است. از این میان 94 نمونه برای توصیف زیبایی زنان، 13 نمونه برای وصف پادشاهان و 8 بار نیز برای توصیف پهلوانان است. اما نکته این‌جاست که در همه‌ی این نمونه‌ها، هیچ‌گاه از خود واژه‌ی سپید نام برده نشده است. بلکه به جای آن واژه‌هایی چون: روزگون، ماه‌روی، ماه‌چهر، سیمین‌بر و... به کار رفته است.
-‌ در شاهنامه حتا به سپیدی سوگند خورده می‌شود: به دادار دارنده سوگند خورد/ به روز سپید و شب لاژورد.
-‌ با این‌همه در یک نمونه، سپید بارمعنایی منفی دارد؛ و آن در نام «دیو سپید» است. هرچند تَنِ این دیو نیز هم‌چون قیر، سیاه است.

رنگ بنفشرنگ بنفش هیجان‌انگیز است و از دید روانی به رفتار انسان تندی و شتاب می‌بخشد. از این‌رو در شاهنامه رنگ درفش بسیاری از جنگجویان، بنفش است.‌ یک نمونه‌ی آن، درفش بنفش رستم است که بر زمینه‌ی آن پیکر اژدها نقش شده است. در روان‌شناسی رنگ‌ها، بنفش، رنگ پویایی شمرده می‌شود و اضطراب و ترس را می‌کاهد. افزون‌بر این‌که نیروزا است و پایداری بدن آدمی را افزایش می‌دهد. همین نکته نشان می‌دهد که چرا رنگ بنفش را برای درفش رستم- جهان‌پهلوان ایران- برگزیده‌اند.
-‌ در شاهنامه 89 بار واژه‌ی بنفش آمده است. از همه شگفت‌تر آن‌که گاه از واژه‌ی بنفش برای برآمدن یا فرورفتن خورشید بهره برده شده است.

رنگ سبزرنگ سبز در هیچ‌کدام از ابزارها و کارزارهای شاهنامه دیده نمی‌شود. چون سبز نشانه‌ی بردباری و نرمش است و رنگ ساکن و ایستایی شمرده می‌شود که هیچ پیوندی با جنگ و نبرد و چالاکی رزم‌آوران ندارد. از این‌رو فردوسی آگاهانه این رنگ را برای نبردها به کار نمی‌برَد.
-‌ البته در شاهنامه 64 بار واژه‌ی سبز آورده شده که به پژوهش دکتر حسن‌لی، 26 بار آن توصیف چمن، درخت، طبیعت و مانند آن است. 20 بار نیز برای بازگویی تندرستی و شادکامی و دیرزیوی به کار رفته است؛ که هیچ‌کدام پیوندی با جنگ و کارزار ندارند.
-‌ سراپرده‌ی رستم نیز سبز است. چون او مایه‌ی سرافرازی و خرمی ایران است.

رنگ زرددر روان‌شناسی رنگ‌ها، زرد نشانه‌ی آرامش و رهاشدن از دشواری‌هاست. افزون بر این‌که رنگی عاطفی است که امیدبخش هم هست. رنگ خورشید شاهنامه از جنس دیبا و یاقوت زرد(زبرجد) است. از این‌رو، گرم و گیرا و برانگیزاننده است: چو خورشید با رنگ دیبای زرد/ ستم کرده بر توده‌ی لاژورد.
-‌ 313 بار واژه‌ی زرد در شاهنامه دیده می‌شود. شگفت است که رنگ اشک در این کتاب، زرد است: همی ریخت از دیدگان آب زرد/ همی از جهان آفرین یاد کرد.

رنگ سیاهدکتر حسن‌لی می‌نویسد که 668 بار رنگ سیاه در شاهنامه به کار رفته است که 485 با آن با واژه‌ی سیاه و نمونه‌های دیگری چون: آبنوس، قیر، قار، دیزه، شبرنگ، شبگون و... است. واژه‌ی تیره 443 بار و واژه‌ی تاریک 52 بار در شاهنامه آورده شده است. فردوسی بیش از 80 بار از واژه‌ی سیاه برای نشان دادن انبوهی لشکر بهره برده است.
-‌ در استوره و باور ایرانی، سیاه رنگ اهریمن و نیروهای آن است. هم‌چنین رمز دروغ و پلیدی شناخته می‌شود. از این‌رو همه‌ی دیوهای شاهنامه به رنگ سیاه‌اند. اژدها و مارها نیز رنگ سیاه دارند. همانند دو ماری که از دوش ضحاک سربرآوردند.
-‌ فردوسی هنگام توصیف چهره‌های منفی و اهریمنی شاهنامه، از رنگ سیاه سود می‌جوید. ابزارهای آن‌ها هم به رنگ سیاه و تیره است. در شاهنامه 35 بار از درفش سیاه نام بُرده شده است که به‌جز 4 نمونه، همه‌ی نمونه‌های دیگر درفش دشمنان ایران‌اند.
-‌ اما چون سیاه گاه نماد قدرت و شکوه دانسته شده است، خرگاه و سراپرده و مهد و چتر برخی از پادشاهان و وابستگان آن‌ها، به رنگ سیاه است. همانند سراپرده‌ی توس و یزدگرد سوم و بارگاه کیخسرو. در این نمونه‌ها سیاه رنگ مثبت است.
-‌ اگر سیاه در کنار رنگ زرد به کار بُرده شود، برای نشان دادن خطر و مرگ و هشدار است. از این‌رو، هنگامی که سیاوش می‌خواهد تورانیان را هشدار بدهد که اگر او را بکشند، ایرانیان به خونخواهی خواهند آمد، رنگ سیاه را به درفش کاویانی ایرانیان(درفشی که رنگ آن سرخ و زرد و بنفش است) می‌افزاید: بسی سرخ و زرد و سیاه و بنفش/ از ایران به توران ببینی درفش.
در نشانه‌شناسی امروز هم رنگ سیاه  در کنار زرد، خبر از هشدار و پرهیز دادن دارد.
-‌ رنگ برخی از اسب‌های شاهنامه نیز سیاه است که نشان از توانایی و قدرت آن‌ها دارد. همانند اسب سیاوش، اسفندیار و خسروپرویز. در شاهنامه بیش از 100 بار از رنگ سیاه برای نشان دادن رنگ حیوانات بهره برده شده است.

رنگ سرخسرخ نشان‌دهنده‌ی نیرو و کشش است و گرمی و هیجان روحی پدید می‌آورَد. از دیگر ویژگی‌های آن نیروی بدنی، پایداری و پشتکار است. افزون‌براین‌که دم و بازدم را افزایش می‌دهد. اما یک سویه‌ی منفی هم دارد: سرخ، رنگ گستاخی و خشونت هم هست.
-‌ در شاهنامه بارها به رنگ سرخ اشاره شده است و بسامد(:تکرار شوندگی) این واژه فراوان است.
-‌ سرخ نمودی از عشق هم هست. از این‌رو رنگ پیشکش‌های داستان عاشقانه‌ی «زال و رودابه» همگی سرخ است. فردوسی بیش از 120 بار رنگ سرخ را برای توصیف زیبایی به کار بُرده است. 80 بار نیز از این رنگ برای توصیف میدان جنگ سود جسته است.

یاری‌نامه:
«کارکرد رنگ سیاه و سپید در شاهنامه»( کاووس حسن‌‌لی و لیلا احمدیان- ادب پژوهی، تابستان 1386)
«بازنمود رنگ‌های سرخ، زرد، سبز و بنفش در شاهنامه‌ی فردوسی»(کاووس حسن‌لی و لیلا احمدیان- نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه باهنر کرمان، بهار 1387)
 «برابری اندیشه‌های فردوسی با امپرسیونیست‌ها در استفاده از رنگ»(زهرا محراب‌زاده- شاهنامه‌پژوهی، دفتر سوم)
«رنگ و نگار درفش و نقش آن در نبردها»(محمدحسین حسن‌زاده- شاهنامه‌پژوهی، دفتر سوم).

سایت اینترنتی کنگره بین المللی صباحی بیدگلی

سایت رسمی کنگره بین المللی صباحی بیدگلی تا چند روز آینده قابل استفاده خواهد بود.

www.sabahibidgoli.ir


 

ویگل


ویگل[1]

ويگل یکی از مکان های باستانی کاوش شده توسط باستان شناسان است که می تواند به عنوان یک سایت باستانی به ایران و جهانیان معرفی شده و تاریخ و فرهنگ کهن مردم این سامان را مورد شناسایی دقیق و مستند قرار دهد. این محوطه باستانی در زمان حاضر به لحاظ توپوگرافی مرکب از تپه ماهورهایی است که سطح آنرا درختجه های تاغ و گز که در برخی قسمتها از تراکم زیادی برخوردارند، پوشانده است. در منتهی الیه شرقی و غربی این محوطه دو قلعه به فاصله حدود   600 متر وجود دارد که بقایای معماری آنها با وجود تخریب های عمدی چند دهه گذشته همچنان پا برجاست. بین دو قلعه،گسترش رو به سمت جنوب، بقایای یک شهر بزرگ اسلامی متعلق به قرون اولیه تا قرون میانی اسلامی را نشان می دهد. در مرحله اول بررسی محوطه ویگل آثاری دال بر وجود استقرار دوره ایلامی نیز از آن بدست آمد که حاکی از قدمت دیرین آن است و سابقه تاریخی آن را تا هزاره دوم پیش از میلاد به عقب می برد. در این محوطه آثار معماری قابل توجهی شامل بقایای بافت های مسکونی و منازل به صورت منفرد وجود دارد که نشان دهنده غنای آن است. محوطه باستانی ویگل از قابلیت بسیار بالایی برای بررسی، پژوهش‌ و کاوش‌های باستان شناسی برخوردار است. کاوش های انجام شده  کنونی در ویگل، نشان می دهد که وسعت این منطقه نزدیک به 100 هکتار می باشد.محور ساختمان‌سازي در اين منطقه از شمال غرب به جنوب شرق است. داده‌های بدست آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی، وجود یک آتشگاه ساسانی در بخشی از این محوطه را به اثبات رسانید. در حال حاضر بخش فوقانی این آتشدان موجود نیست اما پایه آن، منقوش به طرح‌های زیبای گچ‌بری کاملاً سالم باقی مانده است این کشف بی نظیر نخستین مورد در ایران مرکزی است که یک بنای مذهبی ساسانی کاملاً متفاوت با نمونه‌های قبلی بدست آمده ، چرا که مصالح این بنا از گل و چینه تشکیل شده در حالی که مصالح معماری بسیاری از آثار مذهبی مشابه، مانند آتشکده‌های نیاسر و نطنز در همین محدوده، از لاشه خشت تشکیل شده است،

پايه نگاه دارنده آتش همانند يك نخل وارانه است كه داراي 38 پرده بوده و ساختار مغز آن را قلوه سنگ و ساروج تشكيل مي‌دهد و بسيار محكم است و يك روكش بدنه دارد، اين آتشگاه داراي چهار ورودي است كه بالاي اين ورودي‌ها با رنگ قرمز اخروي تزئين شده است­ و با توجه به اینکه این شهر به دو  قسمت شرقي و غربي تقسيم شده و  آتشكده يافت شده در قسمت شرقي است، امکان وجود آتشکده ایی در قسمت غربی نیز می باشد زیرا رنگ قرمز در بخشي از شهر غربي نيز مشاهده می­شود، این آتشگاه و منطقه مي‌تواند اطلاعات جديدي از آیین زرتشت بدست بدهد. در اين منطقه تاريخي نزديك­ به پنج هزار قطعه سفال ­يافت شده كه در آنها تنوع تاريخي بسياري ديده مي‌شود. از دیگر مکشوفات ارزشمند در این منطقه، کشف دو حلقه چــاه آب متعلق به آن دوران می باشد که درپوش يكي از اين چاه‌ها به سبك منحصر به فردي ساخته شده، چرا كه به­جاي استفاده از گوم‌هاي سفالي ديواره‌هاي چاه را سوزانده اند كه اين ابتکار، خاك را همچون سفال مقاوم كرده است. در اين منطقه تراكم خانه‌ وجود داشته و برخي از حرفه‌ها نيز در اين منطقه انجام مي‌شده، و مهمتر آنکه كارگاهي در ارتباط با ذوب فلز نيز در اين شهر مشهود شده است. شایان ذکر است این محوطه در طی دو دهه گذشته مورد دستبرد حفارانو قاچاق چیان اشیاء عتیقه قرار گرفته و به کرات در آن تخریب هایی صورت پذیرفته و حفاظت از آن با ابعاد وسیع تر ضروری است.

یکی از نقاط قابل توجه کنونی کشورها حول محور گردشگری و توریسم احداث سایت موزه ها یا پارک موزه ها می باشد که نتیجه کار باستان شناسان در محوطه های باستانی و حفظ مرمت محل های حفاری به صورت روباز جهت بازدید عموم است که بدین ترتیب بازدید کننده می تواند نتایج حفار ی را از نزدیک ببیند. در این رویکرد ضمن حفاظت از محوطه به معرفی هرچه بهتر آن منجرمی گردد. برای مثال می توان از محل هایی مثل تپه هگمتانه (همدان )، تپه شوش ( خوزستان )، و تخت سلیمان (آذربایجان غربی ) نام برد که یک سایت باستانی حاصل از فرایند کاوش باستانشناسی را در معرض دید قرار می دهند. با توجه به این که محوطه باستانی ویگل از پتانسیل بسیار بالایی در این زمینه برخوردار است، در صورت انجام کاوشهای باستان شناسی پر دامنه در آن و حمایت مسولین می توان از آنجا به عنوان یکی از سایت موزه های مهم بهره برداری کرد.


 



[1] - در تدوین این مقاله ازمصاحبه های دکتر محسن جاوری، استاد محترم باستان شناسی، استفاده شده است.

پیشنهاد

 زمان همیشه از داشته های ما برای نمایاندن شتابنده تر است و درنگ بر آنچه که باید به کار ببندیم شرمندگی به بار می آورد.

 بزرگداشت یاد کسانی که سنگ بنای دانش اندوزی و پیشرفت فرهنگی را  گذارده اند خویشکاری ماست . برای نخستین کار، می توان در اردیبهشت امسال ، نکوداشت سه نفر از روانشادان فرهیخته را به گونه مشترک برگزار کرد:

آقای علی شریفی- آقای علی مصباحی و آقای جواد بنی طبا.



کنگره بین المللی صباحی بیدگلی

خاک پر گهر ایران زمین همواره مهد نخبگان ارزشمندی بوده که با گذشت قرن ها، نور اندیشه آنان همچنان فروزان مانده و نتیجه کوشش های ایشان، گنجینه ماندگاری های معنوی این سرزمین را پر بها تر کرده است. و نسل امروزی وظیفه می یابد به شناسایی و بازآفرینی هویت مهجور مانده این میراث،  کوشش نماید.

مولانا صباحی بیدگلی از پیشگامان دوره بازگشت ادبی، نیز از جمله مفاخر ادبی و فرهنگی، و بخشی از گنجینه پر ارج فرهنگ این سرزمین است که نسل کنونی می تواند با اراده­ی مصمم و فراهم آوری امکانات درخور، رویکردی دوباره به اندیشه و شعر وی و در نهایت به شناخت هویت تاریخی خود دل خوش دارد.

بر همین اساس، کمبته­ایی مردم نهاد با باشندگی گروهی از فرهنگیان و دوستداران صباحی بیدگلی با توصیه استاد ارجمند دانشگاه، دکتر عبداله موحدی محب، تشکیل و تصمیم به برپایی کنگره­ایی درخور نام و شان شعر صباحی بیدگلی گرفت و برگزاری آن را در یک نهاد دانشگاهی پیش نهاد داد. تا این نهاد دانشگاهی بتواند به شیوه ایی علمی فرایند برگزاری این کنگره علمی را مدیریت نماید.

با اهتمام و نشست­های فراوان مشورتی توسط کمیته اجرایی،  تشریفات قانونی اجرای این کنگره مدوّن و در بهمن ماه سال 1390 قرارداد همکاری برگزاری این کنگره مطابق با صورتجلسه تنظیمی بین مسئولین محترم دانشگاه آزاد اسلامی کاشان و هیات امنای شهرک صنعتی سلیمان صباحی بیدگلی  تنظیم­ و مقرر شد" کنگره بین المللی نکوداشت سلیمان صباحی بیدگلی شاعر پیشاهنگ دوره بازگشت "به صورت مشترک و در تاریخ تقریبی آبان ماه 1391 برگزار گردد. همچنین مصوب گردید که محل دبیر خانه و نیز محل برگزاری کنگره، دانشگاه آزاد اسلامی کاشان و فعالیت های علمی اجرایی­آن به عهده معاونت پژوهشی دانشگاه و گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد باشد و هزینه های برآوردی برگزاری کنگره که حدود 600.000.000 ریال خواهد بود به نسبت 20% سهم دانشگاه و مابقی توسط هیات امنای شهرک صنعتی سلیمان صباحی بیدگلی تامین شود. 

طرفین تعهد نموده اند حد اعلای سعی و تلاش خود را در هر چه بهتر برگزار کردن کنگره آن­ چنان که در خور نام و شان آن شاعر گرانقدر باشد انجام دهند.

در اسفندماه نیز نشست هم اندیشی برگزاری کنگره بین المللی در دانشگاه آزاد اسلامی  به ریاست دکتر منصور دیاری رئیس محترم دانشگاه، برگزار و تقسیم کار گروه های فعال در این کنگره تعیین گردید. زمان قطعی کنگره در روزهای نهم ، دهم و یازدهم آبان ماه در محل دانشگاه آزاد همراه با بازدید از آرامگاه صباحی بیدگلی خواهد بود.

استاد برجسته فلسفه و ادبیات و حافظ شناس بزرگ هم روزگار استاد دکتر اصغر دادبه، دبیری کنگره بین المللی صباحی بیدگلی را پذیرفته اند و دکتر عبدالرضا مدرس زاده دبیر اجرایی کنگره را به عهده گرفته اند. کمیته های علمی و اجرایی مربوطه در دانشگاه آزاد اسلامی کاشان اطلاع رسانی و مقدمات کار را برای انجام این کنگره در سطح بین المللی  از روزهای پایانی اسفندماه شروع و از ابتدای سال 91 فراخوان عمومی کنگره به دانشگاه ها و مراکز علمی و تحقیقاتی ایران و کشورهای دیگر جهان ارسال خواهند شد.

در این فراخوان محورهای مشخصی وجود دارد از جمله :

1)       زمینه های تاریخی

·         وضعیت تاریخی، اجتماعی و جغراقیایی زمانه صباحی بیدگلی

·         همروزگاران، استادان و شاگردان او

·         بازماندگان او

2)       زمینه های  ادبی

·         دوره بازگشت ادبی

·         سبک شعر صباحی بیدگلی

·         صنایع شعری در شعر صباحی بیدگلی

3)       زمینه های دینی

·         تجلی قرآن و احادیث در شعر صباحی بیدگلی

·         رابطه شاعر با حوزه های دینی

·         ادب نفس در شعر صباحی بیدگلی

·         ویژگیهای شخصیتی صباحی بیدگلی با واکاویی در شعر و سخن شاعران و همروزگاران او

شایان یادآوری است که دیوان مولانا صباحی بیدگلی توسط دکتر دادبه و استاد عبداله مسعودی با مقابله یازده نسخه معتبر موجود مورد تصحیح قرار گرفته و آماده چاپ شده است. این دیوان گرانسنگ به زودی در یکی از انتشارات معتبر، چاپ  و در کنگره بین المللی، رونمایی خواهد شد.

سایت اینترنتی مخصوص کنگره در حال طراحی است که در هفته جاری برای کاربران فعال خواهد شد.

در بی دولتی فرهنگ

·       پس از خواندن این جملات به کتاب " در بی دولتی فرهنگ "  نوشته جلال ستاری سر بزنید آنگاه می توانید بسیاری از همایش ها، جلسه ها و ... را بهتر ارزیابی کنید.

فرهنگ و شعور و دانش نوکیسگان به تناسب بالارفتن  پولشان  بالا نمی روزد

·        *  دستگاه های فرهنگی مختلف، برنامه های گوناگون چشم گیر ، سطحی  و زودگذر بر پا می کنند ، اما در عمق هیچ کار مهمی نمی کنند.

·        *  نباید به جای علم ، انجمنی از اندیشمندان داشته باشیم که سخنرانی و گفتگویی کنند و بروند.

·        *  جشنواره باید نقطه شکفتن فعالیت های فرهنگی جامعه باشد نه همه فعالیت های فرهنگی جامعه

·      *    در جامعه این گرایش هست که ظاهر جای معنی را و روابط عمومی جای پیشرفت واقعی را بگیرد و نمایش را در بالاترین قله ها قرار دهد. ما برای نمایش همه کلر میکنیم و از همه چیز می زنیم . بیش از همه ، از کار سخت و گذشتن از مراحل دشوار .

·        * شاید زمانی برسد که از اینهمه وقت و نیرو و پول که صرف نمایش دادن و آشنا شدن و تماس گرفتن و ارتباط یافتن می کنیم ، خسته شویم و به ساختن خودمان اولویت بدهیم. نه اینکه نباید آشنا شد وارتباط برقرار کرد و نمایش داد و به نمایش دراورد، ولی نیروی درونی جامعه مهم تر است . باید چیزی شد و آنگاه در پی نمایش دادنش بود و باید یک استواری درونی یافت و آنگاه به این شدت در معرض تاثیرها و نفوذهای بیرونی درآمد.

·         * بیان تهی بودن ما از این روست که پیش از ساختن خود ، بیش از استوار کردن فرهنگ و جامعه خود به نمایش می اندیشیم . هنر را با جشنواره و علم را با سمپوزیم اشتباه می کنیم .

·         * دو رویی و دو رنگی و ناراستی و گنگ زبانی و هرزه پویی فکری و نقابداری و رونق یافتن بازار شایعه پردازی و بدگمانی و نیز اشاعه بعضی پندارهای فریب منجمله به علت غلبه روحیه کاسب کاری و دکان داری و سوداگری و دلالی و سیاست بازی در فضای چند وزشی ،‌همه ناشی از یک اصل است نبود آزادی و دموکراسی .

پیشکشی نوروز

اسفندیار کیانی
تنها 50 سال است که ایرانیان در نوروز پول و سکه به یکدیگر عیدی می دهند. در حالی که عیدی و پیشکش ایرانیان باستان در روزهای نوروز، فرآورده های کشاورزی و خوراکی بود.
 هرچند آیین پیشکش سکه و پول نقدی در نوروز پیشینه ای کمتر از نیم سده دارد، اما نخستین شهریاری ایرانی که در روز نوروز سکه ی زرین ضرب کرد و به برگزیدگان و پیرامونیانش پیشکش داد، داریوش دوم هخامنشی بود. او در سال 416 پیش از میلاد، دستور ضرب سکه ای زرین را داد که در یک سوی آن شکل سربازی دیده می شد که سرگرم تیراندازی با کمان بود. پس از آن، در زمان هرمز دوم- شاهنشاه ساسانی- در جشن نوروز سال 304 میلادی، به بازدیدکنندگان نوروزی دربار ایران سکه پیشکش شد.  
آیین پیشکش سکه در نوروز، هرگز در هیچ دوره ای در نزد مردم ایران دیده نشده است. آن ها در روز نوروز به نزدیکان و مهمانان نوروزی خود گندم بوداده (به نشانه ی روزی و فراوانی و خجستگی)، سیب (به نشانه ی فزونی و فراوانی)، تخم مرغ (به نشانه ی پیوستگی نژاد آدمی) و سمنو (نماد افزونی خوراک) پیشکش می کردند. حتا در دوره هایی نیز به یکدیگر شکر می بخشیدند و برای نزدیکان و دوستان و خانواده ی خود آرزوی شادکامی همیشگی و سالی شیرین(همانند شکر) می کردند.
در کتاب های تاریخی چنین آمده است که پیش از سالگشت(:تحویل سال)، بزرگ خانواده پیشکش های نوروزی خود را بر روی سفره ی هفت سین می گذاشت و آن گاه که سال دگرگون می شد، عیدی کودکان و بزرگان خانواده را از همین سفره ی هفت سین داده می شد.
آیین عیدی دادن و عیدی گرفتن ریشه در فرهنگ ایران باستان دارد و در هیچ دوره ای از تاریخ ایران فراموش نشده است. اما اکنون پول و سکه جای پیشکش های خوراکی را گرفته است.

زرتشت

فرخنده باد ششم فروردین زایش پیامبر بزرگ ایرانی اشوزرتشت.

با امید به پیروزی نیکی بر بدی و راستی بردروغ، با تلاش وکوشش پی گیرو همازوری با همه نیکان و انسانهای فرهیخته و هومن وسپنته من گیتی.