Piazzale Ferdowsi

با درخواست گروهي از ايرانيان ساكن ایتالیا بازسازي تنديس فردوسي پس از 50 سال، از سوي كارشناسان ايتاليايي، در دو ماه انجام شده است.

گفته مي‌شود شرايط آب و هوايي در پنجاه سال گذشته، آسيب‌هايي به بخش‌هايي از تنديس فردوسي در ايتاليا رسانده بود كه اين آسيب‌ها ترميم شد.

تنديس فردوسي، در سال 1958 ميلادي از سوي ابوالحسن صديقي، سازنده‌ي تنديس فردوسي در ميدان فردوسي تهران و تنديس فردوسي در شهر توس ساخته شده است.ميدان فردوسي كه در زبان ايتاليايي به آن « Piazzale Ferdowsi» گفته مي‌شود، در منطقه‌اي سرسبز در شمال شهر رم قرار دارد.

سامانیان

مورخان «21نوامبر سال874 ميلادي» برایر با  30 ابان ماه را روزي ذكر كرده اند كه سامانيان بر سركار آمدند و كمر همت به احياء زبان و ادبيات فارسي، فرهنگ ايراني و گسترش علوم و معارف بستند و در اين راه لحظه اي از تلاش باز نايستادند. پايتخت سامانيان شهر بخاراي خراسان و رودكي از شعراي بزرگ اين دوران بود. برخي از مورخان ، سامانيان را از نسل بهرام مهران (چوبين) ژنرال معروف ايراني كه در «ري» زاده شده بود مي دانند. در ميان ايراني تبارها، تاجيكها بيش از ديگران قدرشناس سامانيان هستند. دولت تاجیکستان پول ملي خود را «ساماني» نام نهاده است. 

ريشه‌ استوره‌ها در جهان واقعي است

«پدیده‌های طبیعی و زیست‌بومی بر ذهن انسان کهن اثر می‌گذاشت و او را برمی‌انگیخت تا در پندار خود موجودات و مفاهیمی را بیافریند. برخورد امروز ما با آن مفاهیم، با آن‌چه انسان کهن از آن می‌فهمید، تفاوت دارد. اما با کاوش در متن‌های تاریخی و باستان‌شناسی می‌توانیم آن‌ها را بازشناسی کنیم و به مفهوم نخستین‌شان پی ببریم. از این رو ریشه‌ی بسیاری از استوره‌ها را باید در جهان واقعی جست.»
آن‌چه بازگو شد بخشی از سخنان فرزین آقازاده، استوره‌شناس، در نشست بنیاد فرهنگی جمشید‌جاماسیان درباره‌ی مفهوم اژدها و پیوند آن با پدیده‌ی آتشفشان بود.
ادامه نوشته

زیر ساخت فرهنگی

شهرستان آران وبیدگل به شوندهای گوناگون می تواند یکی از شهرستان های ویژه استان اصفهان باشد . که می توان رشد جمعیت ، رشد دارندگان مدارک دانشگاهی، رشد مراکز آموزشی، رشد اقتصادی در قسمتی از بدنه جامعه ، انگیزه های انجام کارهای اجتماعی و سیاسی در تعداد زیادی از جمعیت باسواد و بی سواد ، وجود جاذبه های طبیعی مانند کویر و ...  والبته وجود زمینه های انجام کارهای هنری را نام برد . که  من در این  نوشته به همین طیف آخر کار دارم .

آران وبیدگل  دارای هنروران بزرگی بوده که  نام آن ها  هنوز می تواند مایه های افتخار برای  مردم این سامان باشد .و امروز نیز کسانی هستند که در خور تحسین اند. اما کسانی نیز هستند که با استعدادهای بسیار خوب خود در زمینه های مختلف هنری می توان شاهد رشد و بالندگی آن ها در آینده ای نزدیک بود . و باز من به این قسمت کار دارم .

اگر این گروه از مردم بتوانند با استعدادهای خود و با کسب مهارت و آموزش فنون و البته خودباوری راه های رشد خود را فراهم آورند شهرستان آران  وبیدگل می تواند در آینده نیز دارای چهره های درخشان هنری و علمی باشد .و به جایگاه ویژه ایی دست یازد.

در این میان یکی از ملزومات  اساسی داشتن زیر ساخت های فرهنگی و هنری شهر است که شوربختانه این زیرساخت ها هنوز شکل نگرفته است و اگر هم شکل گرفته دارای شاکله منسجم ، منظم و با برنامه ایی نیست .

آیا می توان با ایجاد پاتوق های فرهنگی ،تشکیل نهادهای مردم نهاد و انجمن های هنری و فرهنگی متعدد و ... به این روند سرعت بخشید ؟

و ایا  می توان این پاتوق ها را  درست کرد؟

آیا می توان برای تقویت این فکر اداره ارشاد شهرستان را مجاب کرد که با تشکیل شوراي فرهنگ عمومي متشکل از استادان دانشگاه ، هنرمندان ، ادیبان و ...  از بازوي توانمند این کارشناسان هنری  كمك بگیرد؟

ایا می توان به احداث نگارخانه ، کتابخانه های متعدد، امفی تئاتر و .. در فضاهای شهری  دل خوش داشت ؟

سخن

آن دو مینوی همزاد که در اغاز،

  در اندیشه و انگار پدیدار شدند،‌

یکی نیکی را می نماید و آن دیگری بدی را

و از این دو

دانا ، ‌راستی و درستی را برمی گزیند و نه نادان .

اهنود گات ،‌ یسنا 3 بند 3 در باره سرچشمه نیکی و بدی

از این بند ایگونه برداشت می شود که اهریمن یا اندیشه بد ، آفریده ی اندیشه انسان است .

اندوه

بهت و اندوه افزون از گنجایش جانٍ  درگذشت زنده یاد دکتر محمدرضا مسعودی نژاد نه تنها برای خاندان مسعودی نژاد ، که برای تمام کسانی بود که این خانواده نجیب ،‌اصیل ، متین ، بزرگ منش و دانا را می شناسند .

مویه ی دل های اندوهگین مردمی که دیروز در مقبره برای ابراز همدردی امده بودند می شد  ازاشک هایشان خواند. مویه های پراندوه زنان سوگوارو مردانی که  توان تسلیت گفتن به پدر نمونه و نیک نام  آن زنده یاد را نداشتند .

برای استاد ارجمند جناب آقای عباس مسعودی نژاد  و خانواده او ، استقامت بر این اندوه جانفرسا را آرزو دارم  .

مسعود فرزانگان

سرود ملی در ایران

سرود ملي، سروده‌اي است که کوتاهی و بلندی بندهای آن مهم نیست و نظام عروضی سروده‌هاي معمولی را ندارد یعنی در چارچوبی که به چكامه می‌شناسیم، نیست. افزون‌بر شعر سرود، آهنگ سرود نیز مهم است.

«رازاني» به نقل از كتاب فيثاغورث درباره‌ي هنگامه‌ي تاج‌گذاري داريوش بزرگ، آورده است،: داریوش هنگام تاج‌گذاری 360 دختر از سراسر ایران به پایتخت فراخواند که همه با نغمه و آهنگی مناسب هم‌آواز شدند و سرود خواندند
این که داریوش از سراسر ایران این دختران را فرخوانده و نه از یک يا دو شهر ايران، نشان از تلاش براي يكپارچگي و همبستگي دارد و نشانه‌ا‌ي از ناسیونالیسم ایرانی است.
‌در دوره
قاجاریه
چیزی به نام سرود نداشته ایم . هنگامی که امیرکبیر، دارالفنون را پایه‌گذاری می‌کند، دانشکده‌ی موسیقی را هم در آن جای می‌دهد و چون ایرانیان با دانش روز موسيقي آن زمان آشنا نبودند، از فرانسه، «موسيو لومر» را برای آموزش موسیقی به ایران می‌آورند. او یکی از آهنگي را كه "سلام شاه"، "سلام ایران" يا "آهنگ سلطانی" ، نام گذارده‌اند، ساخت كه این آهنگ هنگام عید، در سفرهای ییلاقی شاه، آمدن نماينده‌ها و هر روز یک ساعت مانده به درون‌شد خورشيد، نواخته می‌شده است.
جالب اين‌که؛ آن‌چه لومر ساخته بود، سرودی ملی نبوده تنها آهنگی بوده که در دربار نواخته می‌شده است.
 پایه‌گذاری سرود ملی  در ايران مربوط به دوره‌ي پهلوی نخست است در این زمان رضاخان از انجمن ادبی که پروین اعتصامی، یحیا دولت‌آبادی، صادق سرمست، محمدحسین شهریار، پارسا توسرکانی نیز از هموندانش بودند خواست تا یک سرود ملی بسازند.
سرودی که آن‌هنگام ساخته مي‌شود تا سال 1357 سرود رسمی ایران بوده است. سرودی دیگر نیز توسط  «ابوالقاسم حالت» در سال 1357 سروده شد و آهنگی نیز برایش ساخته شد که تا سال 1371 سرود ملی ایران بوده است. اما از سال 1371 سرود دیگری جایگزین این سرود می‌شود که هم‌اکنون نیز سرود ملی و رسمی کشورمان است.
سرود "ای ایران" یکی از شناخته‌شده‌ترین سرودهای غیررسمی جهان است که برخی حتا به نادرست این سرود را سرود رسمی ایران می‌شناسند.
برگرفته از سخنان پژوهشگر ارجمند فرشید خدایاری در نشست در روز یکشنبه، 9 آبان ماه در بنیاد جمشید جاماسیان  تهران .

البته بنا به آنچه درفصلنامه«ره‌ آورد» شماره 34، صفحۀ 240 – 241 آمده  در جلسه انجمن ادبی ایران که در بالا گفته شد قرار شد « شاهزاده محمد هاشم میرزا افسر » و «مین‌باشیان» با هم سرود را بسازند. بدین ترتیب که شعر آن را «شاهزاده افسر» تهیه کند و آهنگ آن را «مین‌باشیان». به زودی سرود شاهنشاهی آماده شد و به دربار تقدیم گردید که به‌نظر رضا شاه برسد.

شاه پس از شنیدن شعر و آهنگ، دو جای آن را اصلاح کرد.  یکی اینکه گفته شده بود: از اجنبی جان می‌ستانیم، که رضا شاه گفت: از دشمنان جان می‌ستانیم. دیگر کلمه «شهنشه» بود که گفته شده بود: شهنشه ما زنده بادا، که رضا شاه تغییر داد به شاهنشه ما زنده بادا. . .

خانه های فرزانگان بیدگلی

 

زادروز کوروش

بزرگی انسان‌ها برآیند رفتار آنها با دیگران و دیدگاه دیگران در دوران زندگی در کنار اوست و گرنه هیچ‌کس بت نیست که شایسته ستایش بی‌چون باشد و ما نیز بت‌پرست نبوده‌ایم، نیستیم و نخواهیم بود و می‌دانسته‌ایم و می‌دانیم و خواهیم‌دانست که مگر خداوند، ‌کسی شایسته پرستش نیست.
خواجه‌عبدالله انصاری نوشته است: كسي را به افراط منكوه و مستای. آنچه به گوش شنيديی هوش دار. راست گوی و عيب مجوی. راستي كه به دروغ ماند مگوی. نخست انديشه كن آنگاه بگوی. به هركس مپسند آنچه نپسندند. مفروش آنچه نخرند. مزن بي گناه كت نزنند. درگذار تا درگذرند.
پس، کوروش را در اندیشه، گفتار و کردارش ببینیم و داوری کنیم و ستودن او زاییده هیچ چیز جز اندیشه، گفتار و کردار نیک او نیست.

حسین یاحقی

ششم آبان سالگرد درگذشت حسین یاحقی است.

فریدون مشیری

[جشن ابانگان