نام نهاد

نهادن نام روی فرزند ،‌ اشیا ،‌ خیابان ، میدان ،‌کارخانه ،‌ مدرسه ،‌گروه ،‌ حزب و ...  نشانه اندیشه ،‌ هدف  ،‌ کاربرد و حتا ایجاد شخصیت است . و می تواند سمت و سوهای نام نهاد را نیز نشان بدهد . و اگر این نام ،‌خاص و برای استفاده عموم باشد می تواند نشان دهنده اندیشه گروهی نیز باشد .

مانند نام خیابان ها و میدان های یک شهر .

همانگونه که نام های صباحی  ، موبد ،‌ واصف ،‌ ملا علی ،‌ نظام وفا ،‌ تشکری و .... امروزه نشان دهنده بخشی از هویت فرهنگی این شهر شده است نام هایی همچون وصاف ، اربابی ( موفق )‌ و ... نیز می تواند این گنجینه ارزشمند را پر بها تر نماید .

 

ص

تحقیق در باره صباحی بیدگلی  را می توان با موضوعات زیر و یاهمراستا و یا حتا مخالف با آن  شروع کرد :

 

صباحی و بازگشت ادبی

صباحی و مشتاق اصفهانی

صباحی و تذکره ها

صباحی و قرآن

صباحی و شعر عاشورایی

و ....

 

خانه قدیمی صباحی

ساخت مقبره قدیم و جدید

عکس و فیلم های قدیمی مقبره و بزرگداشت ها و ...

و ....

 

بازماندگان سببی و نسبی صباحی

صباحی بیدگلی

mohammad

کاری بزرگ که باید بزرگانه به آن نگاه کرد .

استاد دکتر عبداله موحدی تلاش های ارجمندی را در یادآوری پیشینه های گرانسنگ  ادبیات به فرجام رسانیده و برگ های شایسته ای بر فرهنگ این آب و خاک افزوده است . و اکنون پس از کنگره موفق بابا افضل الدین مرقی کاشانی  اندیشه برپایی کنگره ملی صباحی بیدگلی را در دل دارد .

وی که  با تالیف مقاله های علمی  در راستای ارجداشت بزرگان نام آور آران و بیدگل کوشش های ماندگاری  انجام داده بر این باور است که می توان در آران و بیدگل حداقل بیست کنگره در سطح ملی بر پایه پیشینه علمی و ادبی و فقهی و اجتماعی برگزار کرد . و از دست دادن زمان برای شناساندن هویت پیشین  به نسل جدید را  خیانتی مستوجب سئوال می داند.

اراده او و همراهی و همگامی و همیاری تمامی کسانی که دل در گرو دغدغه های فرهنگی دارند می تواند به فرجامی شایسته برای برپایی کنگره ملی صباحی بیدگلی منتهی شود .

ایدون باد .

دیشب دومین نشست مقدماتی برای تبیین کار و آشنایی با محور های اجرایی  با باشندگی دکتر موحدی و گروهی از کسانی که می توانند هسته های اولیه این تلاش (که بی گمان به درازا نیز کشیده خواهد شد ) را پی ریزی نمایند تشکیل شد .  و از زمان چاپ دیوان صباحی به کوشش دکتر دادبه و استاد مسعودی  -  موضوع مقالات – فراخوان ها – و ...  سخن به میان آمد .

جای خالی بسیاری از فرهنگ دوستان نیز محسوس بود که بی گمان در آینده نزدیک و به فراخور زمان و نوع نشست ها باید به ترکیب دیشب اضافه شوند .

 

سده

می گویند " سده یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است ."

می گویند : " د راین روز زادگان کیومرث – پدر نخستین – درست صد تن شدند ویکی از خود را بر همه پادشاه کردند ."

می گویند :" در این روز مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده که فرزندان آدم ابوالبشر ؛ در این روز به صد رسید . "

می گویند : " سده در زبان اوستایی به معنای برآمدن و دمیدن است و پیوندی با عدد صد ندارد .جشن سده ، چهلمین روز از زادروز خورشید یا مهر است . "

می گویند : " آفریدون ، همان روز که ضحاک را بگرفت جشن سده را برپا کرد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند پسندیدند و از جهت  فال نیک ، آن روز را جشن گرفتند . "

می گویند : " هوشنگ پادشاه پیشدادی ، در راه شکار ماری دید ، سنگ برگرفت و بر مار انداخت تا مار را بکشد مار بگریخت ، اما از برخورد سنگ جرقه ایی جهید و آتش زاده شد .

فروغی پدید امد از هر دو سنگ

دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

نشد مار کشته ولیکن ز راز

از این طبع سنگ آتش آمد فراز .

هوشنگ به پاسداشت پی بردن به راز چگونگی دستیابی به آتش ، جشن به پا ساخت  و نامش را سده نهاد .

یکی جشن کرد و آن شب باده خورد

سده نام آن جشن فرخنده کرد .

می گویند : " جوانانی که وزیر ضحاک ، از دست جلاد رهانیده بود در این روز شمارشان به صد  رسیده وزیر ، آفریدون را گفت : توانایی من آن بود که از هر دو کشته یکی را برهانم و جمله ایشان از پس کوه اند . پس کسی را پیش فرستاد و بفرمود تا هر کسی بر بام خانه ی خویش ، آتش افروزد . زیرا که شب بود و خواست تا بسیاری این رهانیدگان ، پدید آید .

داستان این جشن به هریک از این داستانها که برگردد در اساس این داستان که برافروزی آتش است دگرگونی پدید نخواهد آورد . همه این ها به نیایش آفریدگاری بر می گردد که انسان را آفرید که شادمانی را آفرید .