می گویند " سده یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است ."
می گویند : " د راین روز زادگان کیومرث – پدر نخستین – درست صد تن شدند ویکی از خود را بر همه پادشاه کردند ."
می گویند :" در این روز مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده که فرزندان آدم ابوالبشر ؛ در این روز به صد رسید . "
می گویند : " سده در زبان اوستایی به معنای برآمدن و دمیدن است و پیوندی با عدد صد ندارد .جشن سده ، چهلمین روز از زادروز خورشید یا مهر است . "
می گویند : " آفریدون ، همان روز که ضحاک را بگرفت جشن سده را برپا کرد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند پسندیدند و از جهت فال نیک ، آن روز را جشن گرفتند . "
می گویند : " هوشنگ پادشاه پیشدادی ، در راه شکار ماری دید ، سنگ برگرفت و بر مار انداخت تا مار را بکشد مار بگریخت ، اما از برخورد سنگ جرقه ایی جهید و آتش زاده شد .
فروغی پدید امد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته ولیکن ز راز
از این طبع سنگ آتش آمد فراز .
هوشنگ به پاسداشت پی بردن به راز چگونگی دستیابی به آتش ، جشن به پا ساخت و نامش را سده نهاد .
یکی جشن کرد و آن شب باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد .
می گویند : " جوانانی که وزیر ضحاک ، از دست جلاد رهانیده بود در این روز شمارشان به صد رسیده وزیر ، آفریدون را گفت : توانایی من آن بود که از هر دو کشته یکی را برهانم و جمله ایشان از پس کوه اند . پس کسی را پیش فرستاد و بفرمود تا هر کسی بر بام خانه ی خویش ، آتش افروزد . زیرا که شب بود و خواست تا بسیاری این رهانیدگان ، پدید آید .
داستان این جشن به هریک از این داستانها که برگردد در اساس این داستان که برافروزی آتش است دگرگونی پدید نخواهد آورد . همه این ها به نیایش آفریدگاری بر می گردد که انسان را آفرید که شادمانی را آفرید .