بابا افضل
با با افضل شاعر شعر همیشه نو زیر است :
افسوس که نان پخته خامان دارند
اسباب تمام ناتمامان دارند
انان که به بندگی نمی ارزیدند
امروز کنیزان و غلامان دارند .
با با افضل شاعر شعر همیشه نو زیر است :
افسوس که نان پخته خامان دارند
اسباب تمام ناتمامان دارند
انان که به بندگی نمی ارزیدند
امروز کنیزان و غلامان دارند .
اولین باغچه بان
۱۳۰۷تولد -مرگ ۹ آبان ۱۳۸۹
امروز فرصتی دو ساعته پیدا کردم و دیدن چندباره موزه ایران باستان را به هرچیز دیگر برتری دادم . ویژه آنکه منشور کورورش را هنوز ندیده بودم .
آخرین باربا دوستان ارجمندم استاد عنایتی - فریدون کدخدایی - علیرضا توحیدی - سبزواری - علوی - غمخوار - و .... به این موزه رفته بودم که به سبب سردرد شدید نتوانستم همراه خوبی برای آنها باشم .
یک بار دیگر تمام اشیا موجود در موزه رادیدم و آخر سر هم منشور کورورش را . منشوری که بارها ترجمه آن را خوانده بودم . میل به کرنش در برابر بزرگی منشور و نوشته های غرور آفرین آن نخستین حسی بود که در تالار منشور با خود داشتم .
شعری از سید علی صالحی . د رآستانه روز کوروش
تمام شد!
تسليمشدگان را خواهم بخشيد
خشمآورانِ خاموش را خواهم بخشيد
خستگان را شفا خواهم داد
و عدالت خواهم آورد
پس شما شکستخوردگان
به خانههای خويش بازگرديد
دانايی و محبت را به ياد آوريد
منزلتِ عزيزِ آدمی را به ياد آوريد
من خشنودیِ بیپايانِ خداوندم
برای کشتن و کينهتوزی نيامدهام
فرمانروايی که همدلِ مردمانِ خويش نباشد
سيهروزتر از هميشه
سرنگون خواهد شد.
پس از قولِ من بگوييد
به جبارانِ اين جهان بگوييد
که از ظلمتِ خويش
حتی پلاسِ پارهای به گور نخواهيد بُرد.
به آنها بگوييد
که از گردهی کبودِ تازيانه فرو شويد
ورنه عطرِ هوا حتی
با شما همدلی نخواهد کرد.
هشدارتان میدهم:
او که به کشتنِ آزادی بيايد
هرگز از هوایِ اَهورا خوشبو نخواهد شد
بخشوده نخواهد شد
بزرگ نخواهد شد
اين سخنِ من است
من پسرِ ماندانا و کمبوجيه
که جهان را به جانبِ عدالت و آزادی فراخواندهام
که انسان را به جانبِ آرامش و اعتماد فراخواندهام.
پس فرمان دادم تا صخرههای سهمگين را
از مقابلِ گامهای خستگان بردارند
رودها را روانه کنند
جلگهها را بيارايند
پرندگان در آزادی و
آدمی به آسودگی شود.
من، کوروشِ هخامنش
فرمان دادم که بر مردمان مَلال مَرَوَد
زيرا ملالِ مردمان
ملالِ من است
زيرا شادمانیِ مردم
شادمانیِ من است.
من پيامآورِ اميد و شادمانی را
دوست میدارم
پيروزی باد بر سکونِ سايه را
دوست میدارم
وزيدنِ زندهی گندمزاران را
دوست میدارم
خنياگران و گهوارهبانان را
دوست میدارم
خوشهچينان و دروگران را
دوست میدارم
محبتِ مردمان و آزادیِ آوازشان را
دوست میدارم
من راستی و درستی را
دوست میدارم.
پس به آيندگان و نيامدگان بگوييد
او که دوست میدارد
دوست داشته خواهد شد
و او که بر مردمانش ستم کند
ديری نمیرود که راه به دوزخ خواهد گشود.
نبرد ترموپیلای یکی از نبردهای نام آور و بزرگ بین ایران و یونان در زمان پادشاهی هخامنشیان بوده است که مانند بسیاری از روی داد های تاریخی ُ د رگذر زمان و به شوند نگاه رویدادنگاران که ایرانی نبوده اند دچار دستکاری شده است .

گزارش این نبرد بیشتر از روی نوشته های هرودوت در یونان و حتا در ایران گسترش یافته و در اندیشه ها جای گرفته است . اما آریا همایون با چاپ کتاب نبرد ترموپیلای روایت دیگری از این نبرد را ارائه می دهد که تفاوت های زیادی با نوشته های هرودوت دارد . نویسنده در این کتاب از انگیزه های جنگ های ایران و یونان و چگونگی نبرد ترموپیلای ( که همانا پایمال نمودن حقوق بشر بوده ) سخن گفته است . نبردی که در آن خشایارشا پادشاه هخامنشی با لئونیداس شاه اسپارت بر سر تنگه ترموپیلای انجام داد . و انسانهای زیادی از هردو سوی به خاک افتادند و هر یک این نبرد را بزرگ و شجاعانه خوانده اند.
چاپ اول این کتاب ۹۴ صفحه ایی در سال ۱۳۸۸ از انتشارات دستان بوده است .
ا