استاد رضا زاهد

آقای زاهد در کلاس دوم دبیرستان دبیر ادبیات من بود و هفته اول مهر آن سال مصادف با برگشت او از سفر سوریه بود که در زمان  ورود او به کلاس ُ چند بیت شعر برایش نوشتم و خواندم که الیته این شعر اشکال هم داشت ولی با خرسندی تمام این شعر را قبول کرد و ...

آقای استاد زاهد از چهره های نام آور و قابل احترام در بین دبیران و فرهنگیان کاشان بود و در این راه کتابهایی را نیز تالیف کرد . البته به جز ادبیات  از لحاظ جوانمردی و فتوت و اخلاق و ورزش نیز نام آور بود .

او که متولد سال ۱۳۰۰ بود با گذران عمری پر برکت و تحمل حدود یک دهه بیماری  در ۱۶ شهریور به دیار باقی شتافت .

خداوند او را که مردی بزرگ  و بیان گر

 " از شمار دو چشم یک تن کم   وز شمار خرد هزاران بیش"

 بود در جوار رحمت بی واسعه خود قرار دهد . 

 

نامه آبراهام لينكلن به آموزگار پسرش

به پسرم درس بدهید

۱-او باید بداند که همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند ، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسان صدیقی هم وجود دارد . به او بگویید ، به ازای هر سیاستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردی هم یافت می شود . به او بیاموزید ، که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست .

۲-می دانم که وقت می گیرد ، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش ، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد .

۳-به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد . از پیروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر دارید . به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید .

۴-اگر می توانید ، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید . به او بگویید تعمق کند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود . به گل های درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند ، دقیق شود .

۵-به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد .

۶-به پسرم یاد بدهید با ملایم ها ، ملایم و با گردن کش ها ، گردن کش باشد . به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .

۶-به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند .

۷-ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید . اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند . به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد .

۸-به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند ، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

۹-به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد .

۱۰-در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید . اما از او یک نازپرورده نسازید . بگذارید که او شجاع باشد .

۱۱-به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد .

۱۲-توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید ، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است

چیزی برای نوشتن

برگ های آخر تابستان ، چشم انتظار بادهای پاییری اند و آفتاب کم کم به تنبلی می گراید . اما پیوندها و پیام های دوستان همچنان خوب و سرشار از امید است . به ویژه دوستان اندیشمندی که این روزها بیشتر رخ می نمایند . و باغ دانایی اشان بیشتر از پیش بخشنده است .

 

 

 

مسجد نقشینه

78310239687593748327.jpg

 14677079913052778774.jpg

91275430740996369167.jpg

10376210899922446531.jpg

عید فطر

الله أكبر الله أكبر الله أكبر
لا إله إلا الله
الله أكبر الله أكبر
ولله الحمد
الله أكبر كبيراً
والحمد لله كثيراً

عید فطر را به همه مسلمانان تبریک می گویم .

دیدار


امروز بعداز ظهر ( سه شنبه 1۶ شهریور 89 ) دو تن از پیشکشو تا ن شهر ( استاد عباس امینیان آرانی و استاد محمدعظیمی بیدگلی ) مورد ملاقات و اظهار ارادت جمعی از اعضای محترم کانون نشر اندیشه و فرهنگ اسلامی کاشان: دکتر عبدارضا مدرس زاده و آقایان سربلوکی ، شریفی ، قناد زاده ، خرازیان،علوی نیا ، امینی و رسول زاده واقع شدند. شنیدن این خبر قطعا برای جنابعالی و جامعه ی ادبی – فرهنگی آران و بیدگل شیرین است .

شیرین کام با شید.

با احترام / حیدر عنایتی

**

توانایی انجام دیدارهای دوستانه در این زمانه اگرچه برای همه مقدور نیست ولی می تواند برای کسانی که این توانایی را دارند به زیبایی تبدیل شود و این زیبایی ها براستی موجد نشاط و امید است .  

جناب آقای دکتر مدرس زاده و همراهان ایشان  پسین سه شنبه با سه دیدارجداگانه  از استاد عظیمی و آقای عباس امینیان و آقای حیدر عنایتی توانسته اند زیبایی را با خود به خانه این سه نفر ادیب شهر بیاورند . 

گروهی از دوستان که خواهی نخواهی هموندهای هازمان فرهنگی هر شهرمحسوب می شوند می توانند  گاه به گاه با این   دیدارها  دوستی ها را جان تازه ببخشند . هم برای خویش . هم برای کسانی که با مشکلات بیماری و کهنسالی و ... بیشتر چشم به راه دیدار و پیوند اند .

 

 

 

اوج

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هرچه بیشتر اوج بگیری  کوچکتر خواهی شد .

خانم اخوان

نگاه موقرانه آفتاب ، شکوه  رویش باغ را نوید می دهد و خنکای دوستی پس از استیلای امید بر خاکدان پژمردگی،  روزگارانی برتر رادرگستره دل آدمی .

روزگارانی همراه با پیشرفت برای همه آدمها . و پیش نیاز پیشرفت همه جانبه داشتن ابزار و امکاناتی درخور پیشرفت پیش بینی شده است و یکی از این ابزار ، توانایی  اندیشه ، گفتگو ، مذاکره ، و انتقال اطلاعات و دانستنی ها ست  .

فرزندان و دانش آموزان فهیم امروز ، کلیدداران جامعه انسانی فردای ما هستند وچرخه زندگی بی گمان ، چرخش جهان را به دست ایشان خواهد داد با تمام امکانات و دارایی های پیدا و پنهان امروز .بنابراین  این فرزندان از امروز ، حق دارند که بدانندکه در گذشته و حال ،  در پیرامون زندگی آنها چه اتفاقاتی در حال گذر بوده و هست . چه مردان و زنان بزرگی توانسته اند پیش از آنان و بیش از دیگران سرنوشت جامعه انسانی خود  را در حد و اندازه های پیش بینی نشده ایی دگرگون سازند و جامعه خود را به پیشرفت و تعالی رهنمون شوند .

حق دارند که بدانند پیش از انان چه انسانهایی با تلاش بسیار و گذشتن ازدارایی ها و امکانات و حتا حق زیستن خود در راه پیشرفت و بهتر زیستن همنوعان ، عمر گرانمایه خود را هدیه کرده اند بدون داشتن هیچگونه چشمداشت و جبران و تشکری.

و اگر فرزندان امروز ما به این آگاهی ها دسترسی پیدا کنند استعدادهای بی نظیر آنان بی گمان دوردست های قشنگ تری  را برای جامعه متصور خواهد کرد.

امشب شب قشنگی بود،اگرچه ماه مبارک رمضان در آران وبیدگل همیشه قشنگ بوده است و وقتی که او روزه گرفتن را فراتر از جنبه های ظاهری آن برشمرد و زیبایی روزه گرفتن را  در کنار هم بودن ها و با هم بودن ها تعریف کرد این شب را قشنگ تر هم کرد .

میزبان امشب زنی بود از نژاد مهر و مهربانی ، که سالهای سال است فرزندان خوب سرزمین اش را از دوردست ترین سرزمین ها نه تنها از یاد نبرده است که همواره در آغوش پر مهرش گرفته است و به درستی و شایستگی پرورانده است .و اگر این را فرزندان خانه های نرگس و ... بدانند  بهتر خواهند توانست به زیبایی ها وبه مهر و به مهربانی که در این زمانه کمیاب و نایاب است امید داشته باشند .

اگر بدانند زنی که من خاتون مهرش می نامم در کنارشان  ایستاده است که با اندیشه ای زیبا و اراده ایی پولادین و رفتاری لطیف ، از تمام امکانات خود برای زنده نگاه داشتن امید و زندگانی کودکانی استفاده کرده است که به راستی نیازمند کمک  بوده اند و براستی اگر کمک های مادی و معنوی و رفتار انسانی ایشان و همسر ارجمند شان و دوستان پر ارجشان نمی بود سرنوشتی دردناک و غمباردر انتظارشان بود خواهند توانست یکی از آرزوهای خود را برای  آینده  نزدیک شدن به پندار و گفتار و رفتار این بانوی خردمند بدانند . و اگر میهمانان می دانستند زنی شایسته ستایش در کنارشان ایستاده  براستی پیش پایش  به تمام وجود برمی خیزیدند وبرای همیشه  دعاگوی او می بودند همانگونه که من و آقای عنایتی عزیزو دکتر مجید کبرایی و ... سالهاست در خواب و بیداری دعایش می گوییم  و ستایش اش.

خانم اخوان ریشه در مهربانی های این خاک دارد ولی به دور از تنگ نظری های مرسوم ، به تمام جهان  می اندیشد و به جهانی می اندیشد که تمام آن سرشار از زیبایی و مهربانی با شد . به جهانی می اندیشد با مردمانی که فهم کمک به دیگران را تمرین کرده اند و از جان و دل نیازمندان جامعه را چون جان شیرین خویش می دانند .

خانم اخوان ریشه در این خاک دارد اما سراسر گیتی را خانه خویش می داند و مردم آن را خواهران و برادران و فرزندان خویش می داند .

او برآمده از فرهنگی است که دیگران را بر خود مقدم می داند و فرزندانی زیادی از تبارهای مختلف را از هرکجای خاک به سوی آرامش و رفاه مادی و معنوی برآورده است اگرچه در این راه سختی های زیادی را به خود و خانواده اش تحیمل کرده است .

اگرچه لذت آرامش یک کودک که در پناه او آرام گرفته است تمام خستگی های  مسافرتهای دور و دراز ،رنج گفتگوهاو پیگیریهای کاری طاقت فرسا ، دور ماندن از خانواده و هزاران دردسر دیگر را برای ایشان دلپذیر می کند .

برای سرکار خانم اخوان  و جناب آقای دکتر فریور که نمونه ایی از انسانهای بزرگ این سرزمین اند آرزوی بهروزی دارم .

 

سالمرگ استادیان

 یک بار با هم خوانده بودیم پیمانه چو پر شود چه بسیار و چه کم و پیمانه بی رحمانه پرشد و زمان تند و کند گذشت و باز نیز می گذرد . 

 ما در این سال بیشتر حرف زدیم و تو بیشتر نگاه کرده ایی . نگاه کرده ایی که هیچ کاری نکرده ایم و ما با زمان ،  افتان و خیزان در روزمرگی ماند ه ایم  و تو در آفتاب های انسوی قرارهایت  رو به دریایی که دوست داشتی آسوده ایی .

نگاه کرده ایی و به جان دیده ایی تنهایی هایی ما را و خودت . اگرچه از یک جنس نبوده و نیست .

  گنجشک های خانه کرده در درختان اقاقیای کوچه قدیمی اتان در آن  شب ها چه شعرها  می خواندند و راستی زمانه چه خوش بود و خرم ! اکنون آواز شاد گنجشک ها و شعر های تو و جای تو در سپری شدن های تکراری ما ، سبز مانده است و اقاقیا پژمرده و آن خانه فراموش شده وچاره ایی نیز جز این نبوده است.

اکنون نگاه ما به خاک  تو ست و خاک ، سرد است و سرشار از فراموشی و خاموشی .

ریشه های اندوه در جان آشنایان دویده است خستگی با تو نبودن ناباورانه تا همیشه ، با همه ما مانده و خسته امان کرده است .

روزگار غریب تر از گذشته شده، و خستگی ها بیشتر در جان آدمی جا خوش می کند . چه می شود کرد .  دنیا هیمن گونه بوده و خواهد بود . همیشه یادت می کنیم و یادت به خیر باد آقا جواد .

صمدبهرنگی

نمی دانم داستان کوراوغلو و کچل حمزه را چه زمانی خوانده ام ولی  این داستان د ر  بیشتر وقتها برای من زنده و جاندار است .

یکی می شود  حسن پاشا و یکی کچل حمزه و یکی آسیابان و یکی ایلخی و ...

یکی قیرآت می دزدد و یکی به کوراوغلو رو ترش می کند و یکی ...

باد

حکمت وزیدن باد ، رقصاندن شاخه ها نیست . محکم کردن ریشه هاست .

مهدی اخوان ثالث

 

سوم شهریور

 امروز روی مانیتور روز شمار  اتوبوسی که با آن به تهران می رفتم  مناسبت سوم شهریور را تبعید رضاشاه پهلوی نوشته بود . یادآور جنگ  جهانی دوم و یورش بریتانیا و شوروی به خاک ایران . و کشته شدن ۸۰۰ نظامی و ۲۰۰ غیرنظامی و خسارت های دیگر جنگی.اتفاقاتی که در شهریور ۱۳۲۰ در ایران افتاده است را بارها خوانده ام و مقداری از آن را از زبان پدرم که درآن زمان بیست ساله یوده  شنیده ام .

امروزه کمتر به این اتفاقات اشاره ای می شود و درس هایی را که می شود از تاریخ دم دستی تاریخ ایران گرفت هم کم رنگ تر و بی بهاتر شده است .

جنگ جهانی دوم  شروع شده در  ۹ شهریور ۱۳۱۸ علیرغم  اعلام بی طرفی ایران به هرحال به دامنه ایران نیز گسترش پیداکرد ودر روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد. رضاشاه ناچار به استعفا شد. متفقین با انتقال سلطنت به پسر و ولیعهد او موافقت کردند.  در شهريور ماه‌ 1320، تنها چندسال‌ از پايه‌گذاري‌ ارتش‌ ايران‌ مي‌گذشت‌. توان‌ ارتش‌ ايران‌، در حد حفظ آرامش‌ داخلي‌ و درگيري‌هاي‌ احتمالي‌ منطقه‌اي‌ بود، نه‌ جنگ‌ عليه‌ دو قدرت‌ بزرگ‌ روز. ارتش‌ ايران‌ در سال‌هاي‌ نخست‌ 1300 خورشيدي‌ از ادغام‌ نيروهاي‌ «قزاق» و «ژاندارم‌» و برخي‌ عناصر «پليس‌ جنوب»، تشكيل‌ شده‌ بود. ارتش‌ ايران‌ از سال‌ 1310 خورشيدي‌ به‌ بعد، از تعداد معدودي‌ افسر كه‌ در دانشگاه‌هاي‌ نظامي‌ كشورهاي‌ پيشرفته‌ و به‌ ويژه‌ فرانسه‌ درس‌ خوانده‌ بودند، بهره‌مند گرديد. نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ ايران‌، فاقد يگان‌هاي‌ موتوري‌ و يگان‌هاي‌ مكانيزه‌ و زرهي‌ در مفهوم‌ روز بود.

دکتر پرویز ناتل خانلری

یکم شهریور سالگرد در گذشت دانشمند بزرگ هم روزگار با ما دکتر پرویزناتل خانلری است . (۱۳۶۹)

پایه گذار بیش از یازده بنیاد فرهنگی و شاید با ارزش ترین آن ها : بنیاد فرهنگ ایران .

خانلری در سال 1334 خورشیدی در سن 42 سالگی معاون وزارت کشور شد و  از شهریور 1341 تا بهمن 1342 وزیر فرهنگ بود .

یکی از بزرگترین کارهای خانلری تالیف تاریخ زبان فارسی از آغاز تا کنون است که در 5 جلد پایه ریزی شد اما مرگ به او پروا نداد تا بیش از دوجلد آن را به چاپ برساند . جلد نخست اصطلاحاتی ( زبانزدهایی ) در باره ایران باستان و فارسی میانه تا ورود اسلام را در بر گرفته . جلد دوم نیز زبان و گویش هایی که پس از اسلام در سرزمین ایران شکل گرفته را در درون خود جای داده است . خانلری نتوانست این کار بزرگ را به پایان برساند و کسی نیز نتوانست راه او را پی بگیرد .

بدبختی ما هم همین است . راه خانلری ها بی رهرو مانده و بدتر ازآن دیگر همانند خانلری ها که یک عمر را در راه دانش و پژوهش بگذارند بسیار کم اند .

سال هاست که دانشگاه ها نبوغ پرور نبوده اند و نام هایی در اندازه پژوهشگرانی چون دکتر خانلری کمتر دیده شده است . نام هایی که هریک در میدان دانش رستمی بوده اند بی بدیل .

پیدانیست که مشکل این گرفتاری در کجاست !

چکامه زیبای " مرگ عقاب " را خوانده ایم . باز هم بخوانیم :

گشت غمناک دل و جان عقاب

چو از او دور شد ایام شباب

دید کش دور به انجام رسید

آفتابش به لب بام رسید ...

 برگرفته از مرگ نبوغ - نوشته بابک سلامتی

تبریک روز پزشک

MultiHoster 

یکی از آرزوهای به بار ننشسته من قبولی در رشته پزشکی بود که مصلحت خداوندی در آن نبود و اگرچه روزگاری از این بابت بی نهایت آزرده خاطر بودم ولی با گذشت زمان به داشتن دوستان بسیار خوب در رشته پزشکی قانع شدم و خرسند .

و خوشبختانه بیشتر دوستان من ، امروزه پزشکان بسیار کاردان و دانشمند هستند و تعدادی از آن ها نیز پزشکانی با تمام وجود خوب . که جامعه انسانی از نعمت وجود ایشان خرسند است .

از جمله این دوستان ، دکتر مجید کبرایی است که به راستی نمونه ای از پزشکانی است که می توان به دوستی آن ها مفتخر بود .

دوست ارجمند جناب آقای مجید کبرایی

مفاد سوگند نامه پزشکی و تمام انتظاراتی که عامه مردم از پزشکان  هم روزگار دارند گاهی توسط بسیاری از پزشکان رنگ می بازد ولی به جرات می توان چیزی فراتر از آن را در رفتار و منش و متنانت و دانش پزشکی جنابعالی دید .

می دانم که به نامیدن روزها چندان باوری ندارید و منتظر هیچ چشمداشتی نیستید اما درزادروز پورسینا  با تمام وجود برای جنابعالی آرزوی بهروزی دارم .  

مسعود فرزانگان