فراموشی

دنیایی سرشار از تفاوت ها و فاصله ها . نه دور دور که نزدیک نزدیک در همین کوچه های خاکی پیرامون .

امروز گزنده ترین ، آزاردهنده ترین عکسی را که می شد گرفت گرفتم . در خانه ایی متروکه ، در اتاقی شکسته و ریخته ، با اسباب زندگی تارعنکبوت گرفته و چیزی  رنجور ، نیمه مرده شبیه انسان ، با پوششی به سان انسانی غارنشین .

برآمده از خانواده ای سرشناس و فرو خفته در چنبره عشق .

زنی رهاکننده و بچه هایی فراموش کننده و اینک چیزی شبیه یک مرد ، نیمه جان و فراموش شده در بستری از بدبختی و فراموشی . و انگاه خاموشی .

 

 

دکتر پرویز ناتل خانلری

لنگستن هیوز

 


من در رویای خود دنیایی را می‌‌بینم که در آن هیچ انسانی انسان
دیگر را خوار نمی‌‌شمارد

زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش، گذرگاه‌‌هایش را می‌‌آراید.

من در رویای خود دنیایی را می‌‌بینم که در آن
همه‌گان راه گرامی ِ آزادی را می‌‌شناسند

حسد جان را نمی‌‌گزد
و طمع روزگار را بر ما سیاه نمی‌‌کند.

من در رویای خود دنیایی را می‌‌بینم که در آن
سیاه یا سفید
ــ از هر نژادی که هستی ــ
از نعمت‌‌های گستره‌‌ی زمین سهم می‌‌برد.
هر انسانی آزاد است
شوربختی از شرم سر به زیر می‌‌افکند
و شادی همچون مرواریدی گران قیمت
نیازهای تمامی ِ بشریت را برمی‌‌آورد.

چنین است دنیای رویای من!

لنگستن هیوز

عکس و تمبر

 

 

 

 

مصدق

http://shirin.mit.edu/wordpress/wp-content/uploads/2008/03/militaryCourtMossaddegh.jpg

دکتر محمد مصدق بزرگمرد فراموش ناشدنی تاریخ ابران

سخن

 

مردم اغلب بی انصاف ، بی منطق و خود محورند ، ولی آنان را ببخش .

اگر مهربان باشی تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش .

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش.

نیکی های امروزت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتا اگر هیچگاه کافی نباشد و در نهایت می بینی که هرانچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم .

مسعودی آرانی

آقای مسعودی بحری نیست که در کوزه فرصت شبانه یک دیداربگنجد ولی میشود به قدر لحظه ایی  بر پرنیان تواضع ، پشتکار ، متانت و اندیشه ی او ماند .

مانند همیشه بودن در روشنای محضر ادیبان  قبل از آنکه ترا به ژرفای دریای ایشان برساند ،دستت را به دست یادهای پر رمز و راز سرشار بزرگان دیگر ی غرق می کند و این بار نیز اینچنین بود از کوچه پس کوچه های دربند  و خانه حاجی و ...

تسلیت

جناب اقای علی صدیقیان

درگذشت پدربزرگ ارجمند تان ، انسان شریف و قابل احترام ،  زنده یاد آقا محمود بنی طبا را به جنابعالی و خاندان محترم تسلیت می گوییم .

مسعود فرزانگان  

 

ستون نگهدارنده آتش - ویگل

19814243912878993681.jpg

ستون تازه پیدا شده در " ویگل " > پایه  نگهدارنده آتش <

IR-UP.COM

 

 

سه شنبه 12 مرداد1389 ساعت: 12:1 توسط:ح ع
سر برکش
دوباره سربرکش ای آتش
ای شعله ی اهورایی
سربرکش و بسوزان
واپس مانده های نکبت و آلودگی را
سربرکش و روشن کن
شکوه زندگی باستان را.
و باز تابان
دوستی ومهر ومهربانی را.
سر برکش ای شعله ی اهورایی.

ویگل

 f.jpg

روز شمار امرداد

يکم انوشيروان روحانی تولد
دوم احمد شاملو

درگذشت 

دوم  منيرو روانی پور  تولد 
پنجم  محمد رضا پهلوی   درگذشت 
هفتم  ونسان ونگوگ  درگذشت 
هشتم  شهاب الدين سهروردی بزرگداشت
هشتم  طاهر ذواليمينين درگذشت
هشتم  اميلی برونته  تولد 
هشتم  ولاديمير زورکين  تولد
هشتم  ويليام گراس  تولد
دهم  محمود دولت آبادی  تولد
دهم  مسعود احمدی  تولد
يازدهم  ايزابل آلنده  تولد 
يازدهم   شيخ فضل الله نوری  درگذشت 
يازدهم   ريموند کارور  درگذشت  
يازدهم   جوزف کنراد  درگذشت  
يازدهم   گرند هتل  تاسيس 
يازدهم   گرند سينما  تاسيس  
پانزدهم  سر الکساندر فيليمينگ  تولد 
پانزدهم   ويليام فالکنر  درگذشت
شانزدهم  قمرالملوک وزيری  تولد 
شانزدهم انابل بافت  درگذشت
شانزدهم  رابيند رانات تاگور  درگذشت 
شانزدهم  محقق خوانساری  درگذشت 
نوزدهم  سيدجمالواعظ اصفهانی  درگذشت  
بيستم  امين تارخ  تولد 
بيستم   احمد رائض  درگذشت   
بيست و يکم  ميرزا رضا کرمانی  درگذشت   
بيست و دوم  آلفرد هيچکاک  تولد  
بيست و دوم   فيدل کاسترو  تولد  
بيست و دوم   فلورانس نايتينگل  درگذشت  
بيست و سوم  علی حاتمی  تولد 
بيست و سوم  ناصر فرهنگ فر  درگذشت 
بيست و پنجم حسين لاهوتی   درگذشت  
بيست و پنجم  خواجه عبدالله انصاری  تولد  
بيست و هفتم حسام الدين سراج  تولد  
بيست و هفتم کمال الملک درگذشت  
بيست و هفتم  ابو سعيد ابو الخير  درگذشت  
بيست و هفتم  الکساندر گراهام بل  درگذشت 
بيست و هشتم  محمد بن زکريای رازی  تولد 
بيست و هشتم   قيام سربداران 

شروع 

بيست و نهم  عطار نيشابوری  تولد 
بيست و نهم  رومن رولان  درگذشت  
سی ام  رينولد نيکلسون  درگذشت  
سی ام   جنگ چالدران  شروع 
منبع : http://kankash1.persianblog.ir//

امرداد

اي مزدا! ما را از حقيقت آگاه ساز تا به ياري انديشه پاك،
 تو را به درستي ستايش کنیم.
يسنا ٣٣ بند ٨
«نیستی»‌، «هستی» و «جاودانگی»‌، از دیربازترین پایه‌های پرسش‌برانگیز فلسفی بوده است. در هر‌جای زمین که انسانی می‌اندیشیده، این سه اندیشه انسان را به خود می‌کشیده و تا به امروز نیز اندیشمندان بسیاری درباره‌ي این سه اندیشیده، نوشته و به گفت‌و‌گو و حتا کشمکش پرداخته‌اند.
ایرانی‌ها هم از پیش از اشوزرتشت‌، از هنگامی که طبیعت‌پرست بودند‌، به این مفهوم‌ها اندیشيده‌اند و به چرایی و چگونگی آنها پرداخته‌اند. بسیاری از بازمانده‌های باستان‌شناسی نشان از این دارد که هنگام مرگ برای مرده و  برای زندگی پس از مرگ او، همه چیز در کنارش در گور می‌گذاشتند تا برای او جاودانگی بخواهند. همه مرگ را می‌پذیرفتند‌ ولی نابودی و نیستی را نه.
به راستی «اَمُرداد» چیست؟ چرا باید به آن اندیشید و چرا باید آن  را فهمید؟ آیا «امرداد» بی‌مرگی است؟ آیا جاودانگی است؟ آیا رستاخیز پس از مرگ است؟ گام‌های رسیدن به آن چیست؟
از نگاه واژه‌شناسی؛ «اَمُرداد» دارای دو بخش «‌اَ‌» و «مُرداد» است.  «‌اَ‌» در زبان اوستايي به چم(:معنی)؛ «نه» و «نا» و «مُرداد» به چم «مرگ و نيستي» است‌، به اين ترتيب «اَمُرداد»‌؛ ناميرایی است و جاودانگي و بي‌مرگي.
امرداد‌، در سروده‌های اشوزرتشت ــ‌گاتهاــ يكي از فروزه‌هاي مزدا‌اهورا است‌؛ «پروردگارا؛ دو بخشش «خورداد و امرداد» مردم را به نور و فروغ مینوي و آگاهي دروني خواهد‌ رسانيد. در پرتو نيروي اراده، منش پاك، راستي و پاكي، مهر و باورمندی به خدا، زندگاني پايدار و نيروي مینوي افزايش خواهد ‌يافت. اي خداوند خرد، در پرتو اين فروزگان‌، بر دشمنان پيروزي توان يافت.»(هات 34 بند 11)«سپنتامينو‌(خردپاك) پناهگاه ماست. او به ما خورداد(رسايي و پختگی) و امرداد(جاودانگي و بی‌مرگی) می بخشد. این دو بخششِ گرانبها از نيك‌منشي به‌دست آيد». (يسنا ٤٨ بند ٦)                                                 
امرداد در اوستاي نو به‌گونه‌ي اَمِشاسپَند بانويي چهره يافته كه نام او هميشه همراه با نام اَمِشاسپَند بانو خورداد مي‌آيد.
از نگاه کتاب‌های دینی، «امرداد» امشاسپندي است که نماد بي‌مرگي و جاوداني يا نشان بی‌پایانی و همیشگی بودن اهورامزداست، همان‌گونه که در اوستا ویژگی اهورامزدا‌؛ «بید و هست و خواهد بید» آمده است. در جهان مادی و خاکي، نگهبانيِ گياهان و رستني‌ها به او سپرده شده است.
ايزدان؛ رَشن(ایزد نگهبان داد و دادگستری)‌، اشتاد(راستی و درستی. ایزد راهنمای مینویان و مردم جهان. خداوند در اشتاد‌روز، زمین را بیافرید) و زامياد(ایزد نگهبان زمین و زن و زایندگی) از ياران و همكاران امشاسپند امرداد و «زَيريچ»، ديو گرسنگي (يكي از دستياران و كارگزاران اصلي انگره‌مينو يا اهريمن )، هَمِستار و مبارز اوست‌.
خويشكاري امشاسپند امرداد در جهان استومَند‌‌(مادي‌) نگهباني از گياهان روي زمين و سر‌سبز و بارور نگاه داشتن آنهاست و با توجه به اين كه وي نماد جاودانگي و بي‌مرگي و جواني هميشگي است‌، مسعود سعد سلمان گويد‌: «روز امرداد مژده داد بدان / كه جهان شد به طبع باز جوان»
در بندهش درباره‌ي اين امشاسپند‌بانو مي‌خوانيم‌: « اَمردادِ بي‌مرگ سرور گياهان بي‌شمار است‌ زيرا او را به گيتي گياه خويش است. گياهان را روياند و رَمه گوسفند را افزايد‌؛ زيرا همه دام‌ها از او خورند و زيست كنند‌. به فَرَشكَرت‌(‌تازه کردن جهان‌)، سوشيانت و نوسازي جهان نيز اَنوش از امرداد آرايند‌. اگر كسي گياه را رامش و خُرمي بخشد يا بيازارد‌، آن‌گاه امرداد از او آسوده يا آزرده مي‌شود‌.
با این گفته‌ها به‌راستی امرداد چیست و برای کیست؟ در پاسخ به این پرسش نگاه‌ها و نوشته‌ها با هم یکی نیست، ولی بد نیست نگاه این نگارنده را هم در کنار دیگر دیدگاه‌ها جای دهیم و به آن بیندیشیم:
نامیرایی و بی‌مرگی هنگامی پدید می‌آید که جهان را به سوی داد و خرمی و شادی هر روز تازه‌تر از دیروز به زایش درآوریم. در راه زایاندن جهانی نو بکوشیم تا هر روز از دل دیروز تازگی و سرزندگی بزایاند.
فردوسی بزرگ در داستان کیخسرو گوید: «ز تو نام باید که ماند بلند‌/ نگر دل نداری بگیتی نژند/ مرا و ترا روز هم بگذرد‌/ دمت چرخ گردان همی بشمرد/ دلت شاد باید تن و جان درست‌/ سه دیگر ببین تا چه بایدت جست»
در اشتاد‌یشت آمده: «اَشی ِبخشنده خوشی ِبسیار، یاور آن مردی شود که اَشَه را خشنود کند. اشی به سرای ِزیبای ِخسروانه من درآید و همه رمه، همه پیروزی، همه خِرد و همه فر را ارزانی دارد. اگر اَشی نیک ِبزرگوار در سرای ِزیبای ِخسروانه من پای فرو نهد ...هزار اسب و هزار رمه آورد. فرزندان کار‌آزموده آورد. ستاره تشتر به جنبش درآید.
سراسر ِباد زبردست و سراسر ِفر ِایرانی به جنبش درآیند. آنان ستیغ ِهمه کوه‌ها را بهره دهند؛ ژرفای ِهمه دره‌ها و رودها و همه گیاهان نودمیده زیبای سبزرنگ را توان ِرویش و بالش بخشند؛ یخبندانِ درهم افسرده و اَپوش دیو را نابود کنند.
در «‌اندرز انوشه‌روان آذرپاد مهر اسپندان‌» آمده: «‌… اشتاد روز، اسب و گاو و ستور به گَشَن هِل تا به درستی بزاید».
آیا راه رسیدن به امرداد همانا فرشکرت(تازه گردانیدن) است؟ آیا راه رسیدن به امرداد همانا زایشهای پی در پی به سوی به و بهتر و نورانی شدن است؟

دوم امرداد

Ahmad Shamlou.jpg

پند نامه

 

دکتر حسین وحیدی در " پندنامه پارسایی " که گردآوری از نامه ها و نوسته های باستان چون اوستا ، شاهنامه و ...است  آورده :

توانگر و دانشمند و خوبروی و هنرمند و پیشه ور و فن شناس و دلیر و سخنور در هیچ جایی بیگانه نیستند .