شعر

چقدر کوچه های خلوت بامدادی را

خیس گریه رفتم و در غم غروب باز آمدم.

من می دانستم تو از میان روشن ترین رؤیاهای روزگار

تنها ترانه های ساده ی مرا برگزیده ای

چرا که من هنوز هم خسته ترین برادر همین سادگانِ زمینم، ری را !

هر بار که نام تو بر دفتر گریه های من جاری شد

مردمانی را دیدم که آهسته می آمدند

همانجا در سایه سار گریه و بابونه

عطر تورا از باغ پروانه به خواب کودکان خود می خواندند.

 

مردمان می فهمند

مردمان ساکت و مردمان صبور می فهمند

مردمان دیری ست که از راز واژگان ساده ی من

به معنای بعضی از آوازها رسیده اند.

رازی دارد این سادگی ،

این است رؤیا

معلوم است که بعد از نامه ها

مرا آوازی از تحمل اوقات گریه آموخته اند.

 

کجا می روی حالا؟!

بیا، هنوز تا کشف نشانی آن کوچه

حرف بسیار و

وقت اندک و

آسمان هم که بارانی ست!

اصلاً فرض که مردمان هنوز درخوابند،

فرض که هیچ نامه ای هم به مقصد نرسید ،

فرض که بعضی از اینجا دور،

حتی نان از سفره و کلمه از کتاب،

شکوفه از انار و تبسم از لبانمان گرفته اند،

با رؤیاهامان چه می کنند؟!

سیدعلی صالحی / نامه ها

دکتر محمد مصدق

See full size imageمصدق .

تبریک

یکی از مهمترین دارایی ها و پشتوانه های  آدمی ، فرزندان اوست . فرزندانی که بتوانند به پیشرفت و تعالی برسند . و شادی برآمده از پیشرفت در دانش فرزندان برای هر پدر و مادری بیش از گنجایش جان شیرین است .

آقای عنایتی این روزها شیرینی پیشرفت علمی فرزندانش و امتیاز بسیار خوب  دخترش در کنکور سراسری  را در کام جانش دارد .

برای او و دخترش که به زودی یکی از پزشکان این سرزمین خواهد بود بسیار خوشحالم و آرزوی پیشرفت های بی شمار دیگر  را دارم .

عبداله مطهری بیدگلی

چهارم مرداد ماه سالگرد درگذشت آقای عبداله مطهری بیدگلی است .

عبداله مطهری بیدگلی متولد 1303 در بیدگل است و سالهای سال در قم سکنی داشته و در سال 1378 به دیار باقی شتافته. و در زیارت امامزاده هادی بیدگل به خاک سپرده شده است .

او دارای ذوق شعری نسبتا خوبی بوده وازخود کتاب شعری باقی گذاشته است .

خانواده او قصد برگزاری یک جلسه بزرگداشت برای او در کانون شهید بنی طبا هستند که به احتمال زیاد هفته آینده خواهد بود .

خانواده او از همه ادیبان و دوستداران ادبیات دعوت کرده اند که در این جلسه شرکت کنند .

مطلب تکمیلی فردا  در این وبلاگ قرار خواهد گرفت .

مسافرت به شمال

چند روزی را با خانم و بچه هایم در مسافرت بودم . از تهران رودبار و منجیل و رشت و بندر انزلی تا لاهیجان و  تنکابن و رامسر و چالوس و محمود آباد و ....

مسافرت بسیار خوبی بود . یادها و خاطره ها های زیادی را در این سفر مرور کردم .نام ها و یادها و جریانات سیاسی اجتماعی زیادی را که بخش عمده ای از تاریخ سیاسی ُ ادبی و اجتماعی ایران را در بر دارد .

از حماسه جنگل سیاهکل و میرزاکوچک خان و ...تا نیما و معین و .... تا کاشف السلطنه و ... تا زلزله و ... حتا کاخ ها و خیلی چیزهای دیگر .

در این سفر به جواهر ده هم رفتیم . دهی جنگلی درارتفاع ۲۳۰۰ متری از دریا . و شب را در آنجا ماندیم .

 

مهدی فرزانگان بیدگلی

مهدی فرزانگان بیدگلی

مهدی که در سانحه هواپیمایی جمعه کشته شده است آخرین فرزند حاج حسین فرزانگان بیدگلی است . که هنوز ازدواج نکرده بود و برای مسافرت به مشهد می رفته است .

حاج حسین حدود پنجاه و پنج سال پیش از بیدگل به تهران رفته و در همانجا مقیم شده است . او در میدان امام حسین تهران زرگری دارد ولی بیشترین دلمشغولی او تفسیر قران بوده و هست .

سخنرانی های او در بعضی از محافل در تهران معروف است و نوع نگاه او به دین و قران و حکومت در سه سال پیش برای او دردسر ساز شد و مدت یکسال و اندی در اوین زندانی شد .

روزهای تاسوعا و عاشورا و عید فطر هرسال را در محله قدیمی خود " توی ده بیدگل " می ماند .

و اگر فرصتی شد در حسینیه توی ده سخنرانی می کند .

او در جریان جنگ ایران و عراق فرزند بزرگ خود را از دست داد و یکی از خیابانهای تهران نیز به نام شهید محمد رضا فرزانگان بیدگلی نام نهاده شده است .

برای او صبر آرزو می کنم .

مطلب تکیلی فردا نوشته خواهد شد .